امروز...نه....ديروز
....نه....ديشب؟.ازچي بنويسم؟!...دوستان ازم خاستند خاطرات سفربه مدينه و مكه رو بنويسم....ولي...ولي فعلا
نميتونم...چون بايادآوري خاطرات اين سفر/ مرگ بابام برام زنده ميشه
آخه مرگ بابام بلافاصله بعدازبازگشتمون از سفربه مكه اتفاق افتاد
...بذار از ديشب
بگم ....ديشب ساعت11:45 زنگ خونه بصدا دراومد.
..به به...همه باهم يكصدا همون جمله ي تكراري ومعروف رو
گفتند.
."يعني كي ميتونه باشه؟"من گفتم خب معلومه ديگه اكبرآقا!
(اكبر پسرعممه..معروف هست به اينكه از ساعت 11:30
به بعد ميره مهموني
)...وقتي رفتند درو بازكردند متوجه شديم كه بله حدسم درست بود.
...وااااي خدااااي من منكه
حوصلشونو ندارم.
...يه دختر داره تقريبا4ساله اينقدر شيطون و فوضوله كه نگو.
..هي مامان سفارش ميكردسميراجون يموقع
چيزي نگيا.
...يه نيم ساعت ميشينند و ميرند...زهي خيال باطل
.... ساعت شد1 و اكبرآقا همچنان داشت به سخنراني
خودش ادامه ميداد.
..دخترشو كشوندم كنارخودم و گفتم...آناهيتاجون شماخونتون چي دارين؟گفت خاله..ما مبل داريم .....عروسك
داريم..... يخچال داريم.... گفتم خب خاله ميدونستي شبها هركي خونه خودش نباشه آقادزده ميره خونشون و هرچي خونشون باشه
ميبره؟.
...يهو ديدم زد زيره گريه.
.(.به به آخجووون نقشه ام گرفت.
)..رفت پيش مامانش شروع كرد نق زدن كه پاشو
بريم خونمون الان آقاا دزده عروسكامو باخودش ميبره..اينقدر گفت و گفت و گفت كه بالاخره ساعت 1:35 رفتند
...(البته من مهمون نواز هستما ولي خب اينا بدموقع ميان مهموني
)
خب حالا از امروز بنويسم....امروز از وقتي بيدارشدم خيلي بهم ريخته و پكر بودم.
..باهمه حتي مامان بيچاره كلي دعوا
كردم.
..واااي غروب نزديك 3ساعت اشك ريختم.
..نميدونم اينهمه اشك كجاست كه هي ميباره
...شايد دليلش غروب
جمعه بود....شايد دلتنگي عجيبي كه بخاطر دوري بابامه...نميدونم.
..هرچي كه هست با گريه درمان ميشه.
..بعدشم
نشستم يكم با ني ني خواهرم حرف زدم.
...انگاري جوابمو ميده..آخه اون فعلا توي يك دنياي ديگه است..حتي من احتمال ميدم كه پيش بابام باشه.
..
پ.ن اول:دايي حسين جان خواهش ميكنم كمكم كن.
..من ميخام دوستامو لينك كنم.
...جواب كامنتاشونو بدم....كمممممممممكزووووووووووووووود
پ.ن دوم:اين آهنگ رو فقط بايك انگشت زدم به سفارش سعيد جان/اگراينجانميشه دانلودش كنيد بريد سايت اسپشيال گذاشتم توقسمت صداتو روكن
بابا سعيد جونمو خيلي دوسش دارم
http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://samiiiiii.persiangig.com/Sound%20clip%2018.zip
پ.ن دوم:مامانم گفته وقتي دلت برا بابا تنگ ميشه صلوات بفرست من امروز48تا صلوات فرستادم
