دقيقا
اسمش همينه
عشق بازی دو دست
اول شدم
سلام ویلی جان،
اگر تویی نمایشگاهتم برگزار میکنی
سلام
صبحتون به خیر ویلی جان.
شاد باشی و شاد کنی. حس های عاشقانه ای که می نویسی امیدوارم همه تجربه کنن و لذت ببرن و پشیمون نشن.!
AAli be tasvir keshidy violete aziz
.......
چه قشنگ به تصوير کشيدی
واقعا زيبا بود
شما غیر از اینا حرف دیگه ای واسه گفتن ندارین؟؟
یعنی همه ی زندگی و مشکلاتش فقط همین مسائل هست و تجسم و به تصویر کشیدنشون ؟؟
من مدتیه هر ازگاهی به وبلاگ شما سر می زنم ولی واقعا هر بار که اومدم تو مطالبتون حتی اگه اشاره هم بوده به مسائل جنسی داشتین
نمی دونم چی بگم ؟ کاش این مشکلات هم حل بشه بالاخره تا شاید ما هم به پای دنیایی که مغزهای متفکر دارن فتحش می کنند برسیم
__________________________
انشالله
نه عزیزم من یک آدم عقده ایی بسیار سطحی نگر در حد پایین تنه ام که هیچ مشکل دیگه ایی تو زندگیم ندارم الا سکص شما به دانش و معلومات خودت ببخش و لطف کن دگمه ضربدر رو فشار بده و برو بیرون

امیدوارم در آینده نزدیک میسر بشه
قشنگ ترين حس اين عش.ق.بازی دو دست بین فيلم هايی که من ديده ام تو فيلم Goust به تصوير کشيده شده ... اون لحظاتی که موقع سفالگری با دستگاه دستاشون تو هم ميپيچه و گره می خوره و به تمام معنای کلمه به قول تو دو تا دست عش.ق.بازی می کنند. خيلی دوسش دارم اون تصوير رو و البته وقعی اش رو خيلی خيلی بيشتر ...
سلام بانو ويولت
______________________
سلام دوست من
سلام ویولت جانم
خیلی زیبا نوشتی....کاش اون لحظه ها هیچوقت تموم نمیشدن؛مخصوصا برای من که از کسی که دوستش دارم دورم و فقط چند ماه یه بار دستاشو تو دستم میگیرم.امروزم با دلتنگی بیدار شدم و در حالی که تشنه ی اون لحظه ها بودم اومدم سراغ تو .....وااای خدای من چقدر نوشتت برام دلنشین و ملموس بود
مثل همیشه گلی منم مثل همیشه دوستت دارم
نمی گی ما خواننده هات قوه تصورمون قوی باشه تو محل کار چه ها که نميشه.
_____________________________
یکی از اون نوشته هایی که من شخصا خیلی باهاش حال می کنم...و می فهمم چی می گی

ما عادت داشتيم اينگونه پست ها همراه با موسیقی باشد
البته فضولی نباشد ها
___________________________
موافقم و شرمنده شما
شاید بعضی ها الان کسی نباشه که این حسها رو باهاش تجربه کنن اما تواناییشو دارن که هر قدر هم تو ذهنشون تصور کنن بالاخره یه روز عملی هم تجربش کنن. اما یاد کسایی میفتم مثل تو که این توانایی رو ندارن تو با اون دستای بی حسو و تن بیجونت کجا فشار و پیچش و چنگ کجا . خیلی به سکس آدمهایی که ناتوانی جسمی دارن فک می کنم یا کسایی که نقص عضوی دارن چه مرد چه زن . یه زن یا مرد کاملا فلج یا نیمه فلج چه جوری از سکسش لذت می بره یا رفتارهای طرف مقابلش که سالمه یا شاید اون هم سالمه سالم نباشه باهاش چه جوریه.
تصور و خیال برای خود من در هر زمینه ای یه دنیای با ارزش بوده اما خیال و تصور هم گاهی آدم رو خسته می کنه و ادم دلش یه چیز واقعی میخاد. در واقع این اتفاقی بوده که واسه خود من افتاده.
____________________
تو درست میگی دستهای من اینقدر بی جون و کم توانه که هیچ فشار و پیچشی نمی تونه ایجاد کنه ولی حالا تصور کن یه بی حس جونی مثل من یه چیزی می نویسه که صدتا سالم و توانمند وقدرتمندی لنگه تو توی کفش می مونن

این یعنی شاهکار
چرا یه نمایشگاه همین جا توی وبلاگت با عکس ها نمی ذاری ؟؟؟گور بابای مجوز
سالم ویولت
او لا لا
عجب صحنه ای!!
این که نوشتی فقط با یک عشق ناب جریان پیدا می کنه!! مثل یک شراب کهنه.و دو طرف عاشق.
چه شود.
من کاملن حس کردم اون عشق بازی رو. حس بسيار خوبی بود.
نظر جالبی هست چند وقت پیش هم یک نمایشگاه عکس از عشق بازی افراد مسن در امریکا برپا شده بود واقعا عکس های زیبایی دیدم.
اين پست فقط مخصوص متاهل ها بود خواهشا مجردها را نيز درياب.
________________________
اتفاقا من فکر می کنم این بیشتر یه تجربه مجردانه ست با تمام نبایدها تا متاهلانه
سلام ويلی جون
مثل همیشه پر از عشق و شور و شیدایی ...
لازم ميدونم كامنت پست قبل رو اينجا بيارم.
سلام ويولت جان، ميخوام يه چند كلمه راجع به شما بنويسم. مي خوام بگم متفاوتي. اما از چه نظر؟
متفاوتي چون از جمله هاي كوتاه و ساده استفاده ميكني، درحالي كه خواننده كاملا درك ميكنه كه موقع نوشتن ، چه حسي داشتي و من اين نوع ادبيات و نوشته ها رو دوست دارم. پي به عمق مطلب مي بري، درحالي كه از هيچ كلمه قلمبه سلمبه و آرايه و ايهامي استفاده نشده و اين زيباست. ميتوني همه جملات رو مزه مزه كني ، بدون اينكه نيازي به خوندن دوباره همون جمله داشته باشي ، حس رو منتقل ميكني بدون اينكه مثالي بزني و اين طرز نوشتن عاليه.
برات آرزوي بهترين ها رو دارم، چون لايقش هستي.
________________________
کامنتت رو تو پست قبل هم خونده بودم ولی دوباره خوندنش هم لذت بخشه
ممنونم

چه تصور قشنگی
از کامنت ۱۶ تعجب کردم
و يادم مياد اين اولين کامنتی نيست که از اين نويسنده خوندم و به نظرم اومده زير لايه يه کامنت ساده يه چيز ديگه ای پنهانه
ويولت؟
ميتونم يه چيزی بگم؟
فک نميکنی گاهی خيلی عريان می نويسی؟!
_________________________
این عریانی رو دوست دارم... این جسارت ارضام میکنه
چقدر دلم می خواد يه چيزی لايق اين موجودی که اسمش رو «سحر» گذاشته بهش بگم ... حيف که شان تو و من و صفحه های سپيد اين وبلاگ خيلی بالاتر از اين حرفاست که چنين افرادی لياقت حتی بد و بيراه شنیدن پیدا باشن...
می گه : خداوند لبخند زد و از لبخند او دختر آفریده شد . لبخند زیبای خداوند روزت مبارک ...
غمم میگیرد . برایش می نویسم: مرسی عزیزم ...اما به او هم تبریک نمی گویم متقابلا ....!
من تنها شنیدم که امروز را نام گذاشته اند به نام دختر .یک روز به نام من ...
ممنونم . ممنونم که با تمام اینکه من را .جنسیتم را . بودنم را . هویتم را می کوبید در این گونه جامعه ایی و جهانی . و من را یک "کنیز" آینده می بینید و ضعیفه و هر حرف دیگری کنارش یک روز را هم برای من نام نهاده ایید . به مناسبت حضوری که هیچ وقت هیچ چیزی در موردش ننوشتید در کتابهایمان و شخصیتش گمنام مانده برایمان و تنها بر ما دانستاندن که خواهر امام هشتم است . همین .
ممنونم که با وجود اینکه سهمیه بندی کردید کنکور را و خیل دختر ها ماندن در میان آوار قبول نشده ها و مردودی ها و بد قبول شده ها و خیل پسران چهل و دو هزاری و شانزده هزاری و بیست هزاری که وارد دانشگاه های سراسری و وزارت علوم شدند و دختران رتبه هزاری چشمشان خون شد و یک سالشان هدر رفت و ماندند تا بدانند ایا سال بعد هم در پی این تقدیرات تحقیراتی دیگر هست یا نه .
ممنونم که آزادی پوشش را از من می گیرید و گاه برای پوشیدن رنگی شاد هم من را متذکر می شوید که : چرا این رنگ ؟ و چرا آن رنگ و مگر عروسی است و هزار حرف دیگر .
ممنونم که تمام حقوق یک دختر را از او گرفتید و در عوض یک روز از او تقدیر کردید که دختر است .
ممنونم که با زندگی در زندگی فهمیدم در پی تمام تقدیراتتان از جنسیتم که خودم اراده اش را نداشتم که اینگونه باشم یا آنگونه تحقیراتی را نهاده ایید و وقت تقدیر پوزخندی می زنید که بیا ضعیفه ...!
ممنونم که در این روز دختر قدیم و زن امروزی را به دار می اویزید که در نوجوانی اش مردان تجاوز کردند به او و شما تجاوز را برای او جرم دانستید و ندانستید واقعا که در جبر بود و به اجبار و زیر فشار ؟. و او را می خواهید درست در همین شب به دار بیاویزید .
به جرم کشتن فرزند نو نفس کشیده اش . بی آنکه ثابت شود او را می خواهید حلق آویز کنید .این نامش چیست؟ خانواده ی دم مقتول رضایت داده اند و مگر این نیست که با رضایت ,اعدامی هم نیست و نمی دانم در این قانون چه می گویید و چه انجام می دهید . و اگر مرد بود اعدامی نداشت و بر دیه ایی و حبسی اکتفا می کردید و او را لایق زندگی می دانید و این را نه .
ممنون که دختران را اگر چه زنده به گوری علنی در خاک نمی کنید اما ... رسما زنده به گورشان می کنید ...
ممنونم که با تمام این ها یک روز را برایمان نام نهادید . که یعنی تو را می بینیم ولی لهت می کنیم . نابودت می کنیم . و نمی دانید که خیلی از دختران از مردان "مرد " تر هستند .
ممنونم که لبخند خداوند را زشت نشان می دهید ...منونم .
امروز را می گویند روز من است ... من ...یک دختر ..!که همیشه غرق لذت این می شوم که یک دخترم ...باور کنی یا نه حس دوست داشتنی ایی دختر بودن . زیبا بودن . لبخند خدا بودن . زیبا است ...!
ولی هیچ روزی را نمی خواهم برایم باشد وقتی تمامش تمسخری نهفته درونش .
می گویند :"دخترا سیب گلابن ..."
ولی خیلی وقت است که این سیب گلاب ها را شما به گند کشیدید . هویتشان . وجودیتشان . حقشان ...!به گند کشیده ایید لبخند زیبای خداوند را .
و دختر در اینگونه جهانی می زید . دختری تحقیر شده در دنیای دخترانه اش و زنی تحقیر شده در دنیای زنانه اش و همیشه مهر خاموشی که هیچ حقی برای هیچ اعتراضی ندارد ولی می گویند پایه و اساس خانواده است و مدرس جهان و هر کوفت دیگری ... و ما ..خیلی شنیده اییم . و تنها شنیده اییم . همین .
ولی ...
سهیلای عزیز...
دلم می خواهد پای چوبه ی دار ...فریاد من را بشنوی که می گویم: تو دختردیروزی بودی و در روز دختر به دار اویخته می شوی .
من انگار صدایی می شنوم که می گوید:مرگت مبارک در روزت سهیلا !!!
و می دانم که تو همان روزی که گریختی در خود مردی . و هر بار بیشتر ...می دانم .
اين مطلبی که گذاشتم از اينجا بود :
http://sodayemah.blogspot.com/
حتما بخونيد بچه ها ( مخصوصادختران )
مث دوران نامزدی ميمونه
برای اون دوست کامنت گزاری که با چشم ظاهری ادم ها رو ميبينه نه چشم دل:
کوزه گري هر روز صبح از رودخانه با کوزه هايش براي روستا آب مي آورد
وقتي کوزه گر به روستا برمي گشت، دو کوزه همراهش بود که يکي از کوزه ها ترکي کوچک داشت و مقداري از آب آن خارج مي شد .
کوزه سالم به خود افتخار مي کرد چون آب را کامل مي رساند اما کوزه ترک خورده شرمنده بود چرا که او فقط نيمي از کارش را درست انجام مي داد.
کوزه ترک خورده بالاخره نتوانست اين وضع را تحمل کند و به کوزه گر گفت : « چرا مرا دور نمی اندازی ؟من با این ترک بدرد نمي خورم »؟
کوزه گر گفت : امروز وقتي داريم به روستا بر مي گرديم ، در مسير برگشتمان به گل ها خوب نگاه کن .
کوزه آنها را دید واز قشنگی آنها تعریف کرد وگفت حالا منظورت چیست؟
کوزه گر گفت : ماه هاست که تو به اين گل ها آب مي دهي . ايرادي که فکر مي کني داري ، روستاي ما را تغيير داده و آن را زيباتر کرده است .
کوزه ترک خورده گفت : پس در تمام اين مدت که احساس بيهودگي مي کردم ، نقص من کار مهم تري انجام مي داد !
عالی بود .. ویلی تو این عکس ها رو آماده کن شاید یه روزی دنیا بر عکس شد و ن.ظا.م عوض.. اون وقت اولین نمایشگاه از آن تو میشه و این یعنی یه رکورد ..
باور کن هیچ چیزی غیر ممکن نیست.. شاید عکس هاتو فرستادی جایی و اونها خوششون اومد و خودشون با سلام و صلوات بردنت اونجا
سلام
هی از کمالات اين اقا رضا يزدانی ميگفتی و ما باور نميکرديم ولی از وقتی فهميديم اقا رضای گل استقلاليه ديگه ديوونش شديم قول همه سی دی هاش را بخرم اون هم نه يکی که هوار تا
بانو ویولت ما را بردی به حال و هوای این غزل:
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام
بزمگاهی دل نشان چون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضه دارالسلام
صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام
باده گلرنگ تلخ تیز خوش خوار سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام
غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
زلف جانان از برای صید دل گسترده دام
نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن
بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه
وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام
در جشن امسال، جای يکی از وبلاگ نويسان سنگين (!!!) ايرانی خالی است. ايشان به دليل کلاهبرداری و خوردن مال مردم از شرکت در جشن معذورند. خوشبختانه شما هرگز به ايشان لينک نداده بودين.
_________________________
کی؟
زیبا بود ویولت زیبا
سلام.يارو مگه اسم داره سريع نفسش به شماره بيفته

امروز حالت چطوره؟اميدوارم يه مدت ديگه وقتی رويش اولين گلهای بهاری نويد امدن بهارو
ميده خيلی بهتر شده باشه حالت
________________________
چه بی احساس ،آسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خيلی زيبا نوشتی دوست خوبم.
ويلی فک کن به يکی عادت کنی که نبايد بکنی.به يکی فک کنی که نبايد بکنی. تو بدونی که اون خانمش رو دوست داره و اون بدونه که تو عاشق شوهرت هستی.با ا ين وجود نگاهتون دنبال هم باشه.نه حرفی نه اشاره ای فقط گاهی یه لبخند یا یه تکون دادن سر به نشونه سلام.ویولت تو فک میکنی من خیلی بدم؟خودم که همین فکر رو میکنم.کمکم کن.
_______________________
قربونت برم یکی باید به خودم کمک کنه
ای خدا دختر تو هم با اين پستات بعدا ميگی چرا فيلترم ميکنن ...خودت ميدونی اين مملکت چه جوريه باز بنويس...راستی من که شهرستانم برام هيچ وقت فيلتر نبودی قضيه چيه؟
صادق هدايت داستانی داره در مورد پا با همین موضوع و خیلی جالب هست...
به شکوفه:
به نظر من حست کلا اشتباهه و یه پسر تهرانی خیلی مشغله فکریش بیشتر از این حرفهاست که درگیر دختری تو شهرستان باشه که هیچ ارتباطی حتی تلفنی هم باهم ندارند و بخواد اون دختر رو تو یادش نگه داره...این نظر منه هرچند کمی بی رحمانه به نظر برسه
بله هنر و لذت واقعی زندگی یعنی این .
یعنی همین که از کوچکترین توانایی ها یی هم که داریم لذت ببریم و این کاریه که هرکسی نمی تونه بکنه اما تو می تونی .
اما راستش تو کفش نموندم چندان هرکسی از این فانتزی ها داره.
دقیقا منم منظورم همین بود که بعضیها که این توانایی رو ندارن و دچار افسردگی میشن و آدم دلش براشون می سوزه اما تو حداقل داری سعی می کنی که از همین توانایی کمت هم بهترین سود و لذت رو ببری.
این خانوم گیتی هم یا خودش مشکل داره یا حرفهای منو نفهمیده یا شاید من منظورم رو بد گفتم.
_____________________
پس خوشحالم که تو کفش نیستی
قبول کن که حتی اگه منظور بدی هم نداشتی بد بیان کردی و لفظ بتمرگ رو بکار بردی که مستحق شنیدن جوابی در خور بود که الحمدلله دریافت نشد

توی این دنیایی که حتی آدمهای سالم هم گاهی حوصله این حرفها و کارا رو ندارن تو بهش فکرمی کنی و برات مهمه. اتفاقا این یکی از نشونه های انسان کامله که به همه جنبه های زندگیش بپردازه که شاید باز هم همچین چیزی از یک آدم سالم انتظار میره اما تو نمیخای از هیچ کاری به سبب نا توانی خودت رو محروم کنی.
اما خداییش تو کفش نموندم اینو جدی میگم و برای خودت هم میگم که فکر نکنی دیگه این آخر هنرت بوده هنوز خیلی نیاز به کار داره. حداقل این که خاطرات نوشتن تو شاید به لحاظ خود وجودیت یا وقایع زندگیت دیگران رو جذب کرده اما اگر بخای کار هنری انجام بدی یعنی اگه واقعا منظورت نوشته ای هست که دیگران در کفش بمونن خیلی تلاش و مطالعه نیاز داره که تو حتما می تونی.
دیدن تو کار خدا بود اون شب به زیر بارون
اما تو رفتی و این قلب عاشق بی تو شکست آسون
خداحافظ خداحافظ ای قشنگترین آرزوی من
خداحافظ خداحافظ ای تو بهترین آرزوی من
رفتن تو سهم دلم شد تو اوج دل سپردن
رفتی ولی محال واسه قلبم تو رو از یاد بردن
خداحافظ خداحافظ ای قشنگترین آرزوی من
خداحافظ خداحافظ ای تو بهترین آرزوی من
کی خونده؟
be Fariba Nr 31
Afarin khili ghashang neweshti
سلام داغ من رو پذيرا باش بانو ويولت.تب دارم بد جوری.چند وقته که يه جوری می نويسی .......اهوم؟؟؟
فکر کنم رمانتيغ خونت رفته بالا.اين از اين.يه چيز ديگه:من اگر جای شما بودم حتما بابت مشاوره هايی که می دادم حق الفکر کردن می گرفتم.
_______________________
از پیشنهادت ممنون...بی حق المشاوره گرفتن هم اموراتم شکر خدا میگذره و غرق و مست محبت تک تک خواننده هام هستم
قبل اینطور نوشتن عاجزانه از شما درخواست کردم که نوشته های من و به هیچ کس و هیچی ربط ندید! می خواید پشیمونم کنید از اعتمادم؟
Violet aziz
khili ziba minewisi.
afarin bar to baad
bayad atrafiyanat az hamsohbati wa budane dar kenare to khili lezat bebarand.
حالا شما عکساشو بگیر ان شاالله نمایشگا هم جور می شه خدا رو چه دیدی
از جوابی که به کامنتم دادين {کامنت۲۱}ميشه اينطور نتيجه گرفت که همبستری در دوران تجرد لذت بخش تر از همبستری در دوران تاهله؟واقعا اينگونه است؟
_____________________________
این کاملا برداشت شخصی تو از حرف منه....و من چنین چیزی نگفتم
سلام // خواهر
خوبي؟
ميدونی باعث ميشی خاطرات خوش گذشته برای خيلي ها يادآوری بشه
ميدونی الان دارم مزه مزه ميکنمش
میدونی الان با مرور خاطرات گذشته دلم میلرزه/ بی حس میشم/غمم میگیره/
ميدونی چقدر شيرين بود
يخ کرده بود منم يخ کرده بودم
دستامونو میگم.
ولی به مرور زمان گرم شد چون گرمای وجودشو به من ارزانی کرده بود
و شاید من...
پاهام بی حس شده بود و ماهيچه هام کمکی به من نميکرد
دوست داشتم زمان از حرکت به ايسته
اما........
خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ميدونی با اين پست ها هر چند وقت يه بار باعث زنده شدن خاطرات خيليها و زدن يه تلنگر ميشی
صادقانه سپاسگذارم
*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*
// نظرسنجی انتخاب وبلاگ های برتر سال //
http://persianweblog.ir/topblogs/topblogs.aspx
______________________
خوشحالم از جنبه بالای شما و هم چنین یادآوری خاطراتی خوش

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو یک حس زیبا را تجربه کنی.
خیلی زیباست این حس و برای ایجاد این حس هم حیلی اتفاقات در پشت صحنه می افته (یعنی درون بدن)
دوربینهای HD سه بعدی چشم فیلم برداری می کنند و میکروفونهای استریوی گوش ضبط می کنند و سنسورهای حرارت و فشار روی پوست فعال می شن.
و سیل اطلاعات هست که به مغز سرازیر می شه و جالب اینه که همزمان مغز بصورت آنلاین واکنش نشان می ده و بقیه اعضا مثل قلب و ششها و هورمونها را بصورت هماهنگ در جهت ایجاد و ادامه یک حس خوب و داغ پیش می بره.
واقعا چقدر ساده و پیچیده هست همزمان، و نباید به سادگی از کنار این همه پیچیدگی گذشت.
شاهکاره.. مخصوصآ با اين آهنگ..
برای مهاجر آلمان:
سلام...
خوبيد؟؟؟ ببخشيد که با يه اسم ديگه می نويبسم... .
تجربه ی اين دستهای عاشق رو داشتم... . چقدر عالی و بی نظير... .
اگه دستها هوسی توی وجودشون باشه راحت از هم جدا می شن و... .
ويلی جون دوستت دارم... .
چقدر اين پست کامنت خصوصی داره

من نوشتم شما روردواستی داريد تو نظر عمومی گذاشتن؟آدم اينجوری خيلی احساس بی حيايی بهش دست ميده
به مليکا: آره بی خيال تو مود توضيحش نيستم
چقدر این بیان لخت احساساتت زیباست و چقدر ارزشمند
مطمئنم با این حجم مخاطبی که داری می تونی به دریدن پرده های کثیف و تیره خرافات، حیا و سکوت اجباری چندش آور زنانه، و بازتر شدن فضایی که ما زن ها هم بتونیم از نیازها و تمنا های طبیعی خودمون حرف بزنیم کمک کنی
بله چون اونجوری که شما نوشتی طرف سريع برهنه شده بعد پيچيدن تو هم بعد يارو چاق بوده سنگينيشو انداخته رو دختره اونم که لطيف بوده

بعد يکی شدن سريع.منظور از بريدنو نفهميدم

چی بريده شد؟خوب حتما تنگی نفس داشته سريع نفسش به شماره افتاده هنوز کاری نکرده بود که

ا چه بلايی سرش امده لخت شده پيچيده شده سفت فشارش دادن نفسشم که بالا نميومده اخرم چنگ کشيدن صورتشو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از کامنتت کاملا معلومه که هیچی نفهمیدی و فقط یه هاردکور!! رو به تصویر کشیدی
متاسفم..
نمی دونم برای احساس خودم یا حس نگرفته تو؟
دم خود خودش گرم که باعث شد این اهنگو بذاری

امشب همینو کم داشتم تا حالمو کامل کنه. مرسی
ويولت جان برات خصوصي نوشتم.چك كن.
سلام
ملس نوشتی اونم خيلی مــــــــــلس
خوبه ولی خوبه من سرت به دل آرزو نموندم
چون ۲سال بعدش ام اس شروع شد
ممنون که یادآوری حس پاک و زیبا بودی
درود حضرت آدم و حوا بر تو باد
درود
با آرزوی تکرار خاطرات ناب و پاک
درود خداوند مهر بر تو ویولت
یا علی
بازم گلی به گوشه جمالت پاک دامن
ای بانوی عزيز ای الگوی گرام
هميشه مستدام باشی
که اشک شوق رو آوردی روی گونه هام
ممنون و ميبوسمت ای الگوی عزيز
خداوند روحيه
خداوند عشق
ميشه يه پست خيلی عاشقانه بزاريد؟؟؟؟؟؟؟
يه عشق بازيه کامل کامل؟؟؟؟؟؟؟؟
________________________________
بله
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه توقعاتی
مطمئنن اگه تو حسش باشم احتیاجی به هول دادن کسی نیست برای نوشتن از ناگفته ها
جواب لیلا کامنت ۷:اگه میبینی نوشته های ویلی مورد توجه قرار میگیره علتش اینه که موضوعاتی که ویلی بهش میپردازه در جامعه تابو هستش ویه خلا بزرگ اطلاعاتی در مورد اونها وجود داره که ویلی اونها رو باز میکنه.خداییش من قبلا زنها رو خیلی دست کم میگرفتم ولی از وقتی اومدم اینجا و بعضی از نظرات پر مغز خانمها و یا ویلی رو میخونم فهممیدم در جامعه و دور وبر ما زنهای فرهیخته و متفکر هم هستن وهمه خانمهای ما در حال پیاز داغ سرخ کردن نیستن.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازم خدا رو شکر که این وسط یه گیومه باز شد
ببخشيد... قصدم هول دادن نبود... .
فقط درخواست بود... .
معذرت... .
به يه بيچاره:
عزيزم اين موضوعی نيست که من بخوام براش يه پست عمومی بذارم ولی تا اونجايی که ميشه نظر خودم رو ميگم و اميدوارم دوستان ديگه هم در حد دانششون راهنمايی کن چون بازم يه تابو مطرح نکردی ديگه ست

.
مشکل رفع سينه های کوچيک
تا اونجايی که من می دونم اين خيلی به ماهيت و آمادگی سينه های خودت برميگرده که با کمی ورزش!!!

لازم حجم بگيره
حالا که اينطور نشده يعنی استعداد حجيم شدن نداره و مسلما بدون عمل جراجی نمی تونی توقع سينه های سامنت فاکس! رو ازشون داشته باشی
حالا که به هیچ عنوان قصد جراحی نداری من فکر می کنم با کرمهای مخصوص حجم دهنده که تو برندهای مختلف موجوده و ورزش همزمان با دستگاههای بدن سازی بتونی کمی سايزشون رو بزرگتر کنی
اين نظر منه

اميدوارم جواب مناسبت رو بگيری منم سعی می کنم توجه بقيه رو به اين کامنت جلب کنم
بعضی وقتها جايی واسه احساساتی شدن نيست.ويولت من که نخواستم تجربه تو رو به مسخره بگيرم هر کسی از يه زاويه ای به نوشته ات نگاه ميکنه منم از زاوييه طنزش به ماجرا نگاه کردم. اين دليل بر بی احساس بودن من نيست. خودت نوشته بودی ميخوای متفاوت باشی اين مستلزم اينه که بپذيري ادمها متفاوت هستن.چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بحث نداریم ساسان عزیز
به شماره ۱۶ با اجازه ویولت عزیز:
شما استفان هاوکینگ رو می شناسین ؟ می دونید ازدواج کرده و ۳ فرزند داره ؟؟؟؟ کمی تحقیق و بالا بردن اطلاعات عمومی هم خوب چیزیه... گمونم موتور جستجو گر گوگل بتونه در یافتن بیوگرافی این دانشمند بزرگ دنیا و نظریه پرداز بزرگ فیزیک نظری کمکت کنه تا بدونی علی رغم همه معلولیتهایی که خدا به این شخص داده بسیار باسواد و مفیده ...گمونم معلولیت های جسمی هزاران بار بهتر از مغزهای معیوبن..که برای اولی به هر حال راهی هست اما برای دومی هیچ دانشمندی تا حالا راهکاری نیافته !!!...
baraye dostemon ke moshkele size sineh dare... massage ba roghan (hala har roghani, faghat meghdaresh ziad basheh ke postesh keshideh nasheh) komak mikoneh
_____________________________________
به فکر هستم ها فکر نکن یادم رفته منتظر زمان مناسب شم که تاثیرگذارتر باشه
دوستت دارم
سلام
شما ها هم احساس کرديد بعد اين جريان پارازيت ها يک مدت که گنحشک ها و يا کريم ها نيستن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من که همش سردرد دارم
خدا نگذره از کسی که ترجیح میده مردم اخبار نداشته باشن و بمیرن از عولرض پارازیت های مضر
ویولت شما هم پنج شنبه هستی ؟!!!!جشن پرشین ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دعوت که هستم. نمیدونم
بین خودمون باشه اما ما اجازه میدیم ازون عکس ها ازمون بگیرین که یه روزی باهاش یه نمایشگاه راه بندازین!
دیگه اینکه والله ما تجربه ای نداریم واسه کمک کردن به اون خواهرمون برای رفع مشکلش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داوطلب سوژه عکاسی می خوام. روتون حساب کنم؟دستاتون قشنگه؟با استعدادین؟

ويلی عزيز حتما حتما حتما حتما پست من رو اين بار بخون خيلی مهمه و اگر ميتونی حتما حتما برو چون هميشه يادم خواهی موند .
راستی کتاب ميس مجوز گرفته هنگام پخش برات مياره جان من .
مواظب خودت باش من که خيلی وقته نوشته های اصليت رو نميتونم بخونم .
سوژه جالبیه، به شرط اینکه در حد فقط سوژه نمونه.
چه کار به مجوز داری؟ اگه از روی علاقه خودته مهم اینه که انجامش بدی.
اگه یه وقت دست کم آوردی رو من حساب کن، دو تا خوبش رو دارم!!
منم می تونم سوژه عکاسيت باشم ويولت
پارتنر خوش دست مذکر هم دارم
اینکه موضوع عماسیت بود اما چرا فکر میکنی با این عریانیها خیلی شجاع تابوشکن و کول هستی؟ قبلا هم از این چیزا زیاد نوشتن. حتی یه وبلاگ بود که صرفا از هماغوشیهاش با مردها مینوشت و الحق عالی تصویر میکرد. من نمیگم گه چرا اینطور مینویسی به خودت مربوطه. میگم اینهمه الکی و بابت هیچ به خودت و شجاعتت غره نشو و منم منم نکن. این تابوها خیلی وقته تو وبلاگستان شکسته. این بیماریت اعتماد به نفس کاذب بهت داده.هرکار میکنی فکر میکنی محشری. حتی اگه آب خوردن باشه.
_____________________________________
اون که مسلمه
الکی نیست و آمار بازدید با وجود فیلتر و سختی ارتباط داره اینو میگه
چرا فکر می کنم شجاع و کول تابو شکنم/چون جرات می کنم با شخصیت حقیقی و شناخته شده ام و حتی احتمال بالای چشم تو چشم شدن با خواننده مطالبم. بازم رک و عریان بنویسم نه مثل تو با چراغ خاموش و شمشیر برهنه تحقیر و بدون گذاشتن هویت واقعی بخوام تف بندازم تو خونه میزبانم... و این کار من یعنی شجاعت محظ و کار تو رذالت در نتیجه باعث افتخارم
حالا تو چرا ناراحتی؟ چی اذیتت می کنه؟
عشق کمی آنسوی پرچین اما دست نیافتنی ... حداقل برای من دیگه اینطوریه
کامنت ۴۶ : بابک رهنما
نوشته ات مثل همیشه هنرمندانه و قشنگه
راستی ویلی جان خبر داری که پنجشنبه و جمعه هم جشن قلک شکان محکه (هر دو روز) و هم بازارچه پیام امید. خدا رو چه دیدی؟ شاید همدیگه رو دیدیم
چه با ظرافت تصويرسازی کردی يه فلش بک به گذشته ای نه چندان دور با خوندن اين پست دوباره دلم لرزيد دستام يخ شدن ٬ فرورفتن انگشتان در هم و نوازش و سفت فشردن و ... تا کسی لمس نکرده باشه نميفهمه تو عمق نوشته هات چيه ! مرسی بابت ياداوری صحنه هايی که حالا خاطره شدن و فقط ياداوریشون ادمو غرق ميکنه تو يه عالم ديگه و لبخندی سرد اما دلچسب .
راستی ويلی جون منم با استعدادم تو اين زمينه

و از همين جا اعلام همکاری ميکنم .(تازه مجوز می خوای چی کار اين وبلاگت چی کارس پس؟

)
نه فیلتر که نیستی!
تو چی اذیتت میکنه که تا یکی میگه بالا چشمت ابرو میپری بهش؟ شجاعت اونه که با یه نظر مخالف آمپر بچسبونی؟ برو با همون بادمجون دور قاب چینا حال کن!
من این اذیتم میکنه که آدمایی مثل تو بشن "اسوه مقاومت"! هاه!
من ذر مورد پست قبلی میخواستم بگم کامنتهای دخترها خیلی فاجعه بود اکثرا توصیه میکردند این خانوم با همکلاسیش قبل از ازدواج بخوابه و بره تو اتاق و سکص کنه و از این حرفها

با تعاریف این خانوم باید گفت اگه موقع سکص قرص میخوره تا چیزی لمس نکنه خوب مشکل از زن است بجای اینکه هی از این مرد به اون مرد بپیچه بره وضعشو درست کنه هی دستمالی شدن که نشد کار لابد اگه با دومی هم خوشش نیاد شما توصیه میکنید بره با اون یکی همکلاسیش به نظر من صد در صد مشکل از زنه هست و باید بره درمان کنه و با شوهر اولش ازدواج کنه معمولا زن بیوه توی ازدواجش با یه پسر به مشکل میخوره دانشگاه جای درس خوندنه نه بنگاه شوهر یابی این چه وضعشه من با نظر سپیده عزیز کاملا موافقم افرین معلومه خیلی خانومی
ويلی سلام
گرفتی نامه رو ؟
___________________________
هنوز چک نکردم. برم بیرون برگردم. چک می کنم و بهت خبر میدم

ديدي ويولت جان اينجوري هيچكسي توجه نميكنه كه بخواد راه حل هم بده.
ممنونم.
_________________________
عزیزم تا اونجایی که من می دونم بدون عمل جراحی تقریبا نشدنیه
شاید به تلویزیون مورتن مظاهری زنگ بزنی بهتر راهنمایی بشی
من نمی دونم حتی به فرض يکی به خودش غره باشه و بخواد تو محلی که برای خودش اختصاص داده منم منم هم بکنه
يا يه تصوری از خودش داشته باشه که با تصور من نوعی فرق کنه
بقول ويلی چی در اين مورد ممکنه منو اذيت بکنه؟
چرا ما فکر کنيم مسئول ارشاد و هدايت همه موجودات دنيا رو به عهده داريم و از اون مهم تر از کجا مطمئنيم حرف خودمون از همه درست تره؟
دقيقا مثل اينه که من به يکی گير بدم هی بگم : نه تو اونقدر که فکرمی کنی خوشگل نيستی نه نيستی
باور کن نيستی
خيلی ها از تو خوشگلترن
به جان بچه ام ممکنه يه کم با نمک باشی ولی واقعا خيلی خوشگل نيستی
آهنگات نوشته هات طرز
فکرت همه چی واقعا فوق العاده است بعضی وقتا فکر می کنم تو واقعا انسانی؟ یا یه فرشته که واسه همدردی با من اومدی؟؟؟؟؟؟؟؟آخه من همیشه خسته ام و حتی حوصله خودمو هم ندارم تو مگه این خستگی شایع ما ام اسی ها و نداری؟در هر صورت خدا قوت خسته نباشی
اين ساسان همون شکريه همون کثافت ديگس حالمو بهم می زنن اين لعنتيا
سلام. خیلی خوشم اومده از نوشتههای جدیدت . جور دیگه مینویسی. قشنگتر از قبل. انقدر قشنگ که حس میگیرم با نوشتههات. اما در مورد بزرگ کردن سینه:
من ۳ سال پیش افتادم تو مود اینکه سینههامو سفت کنم .ساز سینههام ۳۶ ، با سایزش مشکلی نداشتم.. برای سفت کردن سینههام سوتین مجیک برا گرفتم نسبتاً هم خوب جواب داد . سرطان هم نگرفتم:). بعدش هم از سفت کننده و فرم دهنده ماری کور استفاده کردم که عالی بود واقعن . اما نمیدونم بزرگکنندههاشم همینقدر تاثیر داره یا نه. تو باشگاههم معمولن به خانومایی که میخوان سینههاشونو بزرگ کنن . میگن با وزنهء سنگین تعداد ستهای کم کار کنن.
موفق باشی.
مـــن عاشق ٍ عشـق بازيه دستام ....
بی صبرانه منـتظر نمايشگاه عکست بودم ....... و حتی پيش خودم ۱ درصدم به اين فک نکردم که ممکنه مجوز نگيره ......
ولی من همچنان منتظـــرم ....
پيام خصوصی:in javab kie camnte 36 elham
http://kavir-semnan.blogsky.com/
به نظر من خيلی عالیه که تو عکساتو يگيری و مجموعه ات رو کامل کني بالاخره يه روز ازش نمايشگاه می ذاری . ولی ويلی جان زودتر شروع کن. خيلی وقت پيش بود که ايده شو داديا! زود باش خانوم.
_______________________
قرار شده برمکلاس عکاسی. وقتی حرفه ایی شدم شروع میکنم و فراخوان دست زیبا میگذارم

دیدم شما به کامنتای این پست جواب میدی، گفتم من هم یه چیزی بنویسم!
خیلی عر.یان نوشتی خانوم ویولت
من ز اشناشخصه زیاد خوشم نیومد ولی به نوشتتون احترام میذارم...
عادت کردم هر روز بیام یه مطلب از شما بخونم...در کل از اشنایی با شما و بلاگتون خیلی خوشحالم
________________________

منم همینطور
به ساتین:
راست میگیا اصلا من چرا از اینجا سردراوردم؟ مجبور نیستم وقتی خوشم نمیاد بخونم!
دراقع اصلا قصد ارشاد ندارم! انقدرا بها نمیدم فقط اینکه این منم منم هاش حوصله ام را سربرد... و تا اونجایی که جلو چشم من نباشه به من ربطی نداره اما موضوع اینه که این تاییدای اغراقی ادما رو متوقع میکنه و مثلا میبینین که بابت اول نشدن وبلاگشون چه قشقرقی راه میندازن!!
وبلاگت خیلی قشنگه.وب لاگ منو ببین. اگه چاق باشی لاغر می شی.کچل باشی مودار می شی.خشن باشی جذاب می شی.شاداب می شی.ر کل تک تک می شی.
به نام خدا..
دوست خوبم نگاه کن اين که غصه خوردن نداره هر کی هم سينه های بزرگ داره ازش خسته شده و می خواد سايزش رو کوچيک کنه.
اول اينکه تو می تونی بری زير دوش آب ولرم بعد سينه هاتو ماساژ بدی باهاش ور بری در اصلاح!اگه کسی و داری که اين کارو برات بکنه که چه بهتر.
دوم اينکه يه ورزشی هست به اين صورت که دست هاتو بذار رو سينه بکش عقب تا کمرت جمع شه بعد بکش جلو تا سينه هات جمع شه. نمی دونم چه جوری بايد توضيح بدم آخه اين يکی عمليه کلا کش و قوس بده به سينه ات يه بار باز شه يه بار کاملا بسته. اين هم می تونه کمکت کنه.
سوم : م.ک.ی.د.ن سينه هم می تونه بزرگ تر شدن حجمش کمک کنه.
چهارم : من ميگم اين دارو ها و پماد و ژل و اين حرف ها فايده نداره و احتمال ابتلا به سرطان سينه رو زياد می کنه.
با تشکر..
سازمان بهینه سازی ..
پی نوشت: ويولت فقط تو می دونی من کيه ام مديونی اگه فکر کنی من اين کارا رو کردم که به اينجا رسيدما.
________________________
ممنون از راهنماییت خانوم زیبا و دوست خوبم

عزیزکم یه مدتیه توجه میکنم و تو فکرم که باید این حرف سین رو از تو الفبات بکشی بیرون , حالا با ربط یا بیربط همشون یه جورائی بقولی شما جدیدیا ضایعن, البته با عرض معذرت از ساتین عزیزم, عمه توام بیا و اسمتو عوض کن
_____________________________
راستی عمه جون امروز قیمت برندD&G رو (ساعتهاش) پرسیدم
گفت 190تا390 گفتم چه ارزون اصله؟گفت نه اورژینال نیست تحت لیسانسه
اقا اميد من اسمم ساسانه ۴ يا ۵ روز ميشه ميام اينجا.بعدش داداش کدوم حرفم بد بوده که اينقدر رنجيدی شما.من از طريق وب لاگ يکی از بچه ها امدم اين جا ديدم مطالبش زيباست نظرمو ميدم يعنی اين کار اينقدر بده که شما ازرده خاطر شدين.
آخ جوووووووووووووووووووووووووون!!!!!!!

...راستی چشم.
سلام // خواهرم
خوبين؟
آهنگ دانلود ميکنيم.
*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*
// نظرسنجی انتخاب وبلاگ های برتر سال //
http://persianweblog.ir/topblogs/topblogs.aspx
دستها هميشه پيش قراول هستند. حس هايی که به حرف نيايند ، دست به حرفشان می آورد. اصلا خوب بلدند هم راست تر بگویند و هم دروغ تر. تازه اگر متنفر هم بشوند ، همانقدر که از خود آدم عاشق تر می شوند ، قادرند خشن تر از حتی اعضا و جوارح دیگر هم بشوند. تنها عضوی که سر آمد دستهاست ، چشم هست و نگاه. گاه یک عشق بزرگ تنها از دست آغاز می شود و تمام خاطره اش از انگشت ها تا آرنج قد می کشد. امکان ندارد کشی ادعا کند در لذت و زندگی تن به اوج رسیده بدون اینکه دستهایش در این امور دخالت نداشته باشند. حتی اگر کسی دست هم نداشته باشد ، دیده ایم حتما جای خالی دست هایش را با پا یا دندان پر می کند. دست برای انتقال حس و عاطفه مثل مغز است برای منطق و زندگی. یک عاشقانه ی روبراه و کامل از دست ، مساوی یک روایت کامل است از یک رمانس ناب.
دستها وقتی پیر هم می شوند زیبایی شان به خطر نمی افتد . و... و... و...
.
.
راستی ویولت می شه که طوری بشه که یعنی خدا کنه بشه ولی خوب انگار سخته که بشه .... که بشه... آدمها یاد بگیرن چه موافق و چه مخالف به اندازه و منصفانه تمجید و یا تخریب کنند و در مواجهه با یک متن ، در درجه اول نوشته مهم باشه و بعد نویسنده ی متن. این یک آرزو بود که کردم. و تو شاید قادر باشی در آینده مخاطب هایت را در هر دو سو به سمت اعتدال دعوت کنی. بخاطر این اظهار نظر خارج از موضوع پست تو عذر خواهی می کنم.
___________________________
من که دارم خودم رو خفه می کنم که اینطور بشه
و جالب اینجاست که وقتی جواب معقول میگیرن در مقابل حرف نامعقولشون! تهمت میزنن که هرکی به تو بگه بالا چشمت ابرو میری تو شکمش!!!!!!!!!!

سلام ویولت خوبی
امروز آپ نکردی نگرانت شدم.
امید وارم خوب باشی
به شکوفه:
عزیز پر توقع من! مسلما تو سیاست وبلاگ رو مشخص نمی کنی و حق نداری برای من خط مشی تعیین کنی که چیو از همه بپرسم یا خیر
همینقدر که جوابت رو سریع دادم با توجه به کامنت خصوصی فعلیت نگذار فکر کنم که اشتباه کردم
در مورد اون پسر هم خودت رو گول نزن من یکی چشمم آب نمیخوره به سامان و هدفی برسه