#1 | کورال |
واله نمی دونم چی بگم.
#2 | پريا
تصميم کبری بهتر از اين بود
اين تصميم از يه خانم محکمی مثل شما يه خورده بعيده
شايد هم من واقعا درک نمی کنم
بهرحال خواهر گلم مي شه ببينمت ؟
اگه امکانش رو داشتی يه روز ببينمت و با هم حرف بزنيم بهم ميل بزن
#3 | دلا |
فقط زود تصمیم نگیر نسیم...
به همه جوانبش فکر کن...
اگه نظر من رو بخوای منفیه
#4 | اميد
سلام
فكرشم نكني بهتره
خداروفراموش نكن ازتوبدترهم خيلي هست دوباره چيزايي روكه داري مروركن بازم خداروشكركن
چون خيليها نفس رو به زحمت ميكشن
باي
#5 | عاصی |
خصوصی
نسيم جان حالت خوبه !!!!!
می تونم باهات تلفنی صحبت کنم
لطفا
نسیم جون هر کسی صلاح کار خودش رو بیشتر میدونه . ولی اگر به کار تحقیق علاقه داری . یه کاری که انرژی منفی بهت نده و اعصابت رو نریزن بهم کارت رو عوض کنی بهتره .
برا یه جایی مثل کهریزک رفتن زوده نسیم . خیلی زود.
#7 | راما |
اين چه حرفيه نسيم جان
از تو بعيده
ميدونم درد داری
ميدونم روحت خسته اس
ولی اين فکرها رو نکن
اونحا بری که چی
تازه ميفهمی که زود تصميم گرفتی
ميدونم پر رو ميشم اگه بگم ولی ميگم ميخوای با هم صحبت کنيم
تلفنی
چتی
ايميلی
اس ام اسی
فقط تو رو خدا زود تصميم نگير
#8 | رويا |
شوخی نکن نسيم جان.قلبم ضعيفه .می افتم رو دستت ها!!
#9 | سانی |
من مخالفم دوستم. کار رو می تونی تعطیل کنی مثه همه ما. و مثه من بشینی خونه مقاله بنویسی و کتاب بخونی و درس و تفریح. اگه مشکل مالی نداری بهتره کاری که ازت اعصاب خورد می کنه رو انجام ندی و يه کار سبک تر و با مسئوليت کمتر بگيري
#10 | سانی |
نسیم جونم این تصمیم ها از روح خسته میاد نه از جسم خسته. عدم توانایی جسمی درسته که آزار دهنده است و اطرافیان ممکنه از کمک به فرد کم توان جسمی خسته بشن ولی این مورد رو میشه با یه پرستار که چند ساعت در روز به کمک آدم میاد حلش کرد. که در برابر خدمتی که می کنه پول بگیره و جای غرولند و حرفای زیادی نباشه. تا اونجایی که از نوشته هات فهمیدم بیش از هر جایی از محیط کارت عصبی و خسته هستی. اگه برات امکان تغییر شغل هست و می تونی یه شغل بی دردسر تر انجام بدی حتما کارت رو عوض کن. نمی گم کارت رو ترک کن چون اگر بعد از ترک کار برنامه و کاری نداشته باشی برای کسی که مدت ها شاغل بوده سخته بی کار بشینه توی خونه و کاری انجام نده. که این بیکاری نه تنها نتیجه مثبت نداره که بد هم هست.
در درجه اول فکر کن ببین اگه میشه کارت رو عوض کن. اگه نه یه برنامه بریز ببین اگه کارت رو ترک کنی روزها سر در گم و بلاتکلیف نمی مونی؟ اگه اوکی! کاری رو که فکر میکنی انجام بده. با نقاشی، شعر گفتن،‌مقاله نوشتن و عکاسی و ... سرت رو گرم کن. من خودم رو مثال می زنم چون همیشه سر کار رفتن و سر و کله زدن با مدیرای جور واجور و پرسنل عجیب غریب حالم رو بد می کرد کلا کار رو با ۷ سال سابقه کار تعطیل کردم. ولی الان که توی خونه هستم برای هر سمینار و کنفرانسی مقاله می فرستم و زبان می خونم و یه عالمه کار که اصلا فکر نمی کنم بی کار شدم. ولی در عوض اعصاب آرومی دارم. و این به بهبود جسمم هم کمک کرده.
ضمنا فکر نمی کنم توی مراکزی مثه کهریزک روح آدم جلا پیدا کنه و خستگیش از بین بره.
دخمل مهببون صدا مخملی من درک می کنم و می دونم خیلی خسته شدی ولی باید مبارزه کنی . نذاری این ام اس بدجنس شکستت بده و کاری کنه که تسلیم بشی. سخته خیلی سخت ولی تو قدرتشو داری.
قوی باش. خیلی دوستت دارم.
#11 | شيما |
نسييييييم کارت رو عوض کن خانومی اون محيط کلافه ات کرده همين. وگرنه من مطمئنم تو قوی تر از اين حرفا هستی....
#12 | ندا |
قوبونت برم دوست دارم
#13 | آرام |
نسیم جان جوابت رو تو وبلاگم دادم ، اگه دوست داشتی بیا بخونش
#14 | ناشناس
سلام
من با اينكه پسرم از16سالگي ام اس دارم
دانشجو يكي از معتبرترين دانشگاه هاي ايران هم هستم با وضعي كه دارم و تو از بهتر و دركش ميكني هنوز دارم ادامه ميدم
هر بار كه خواستم ترك تحصيل كنم و بي خيال زندگي بشم با خودم گفتم شايد فردا دواش كشف بشه نمي خوام فردا پشيمون بشم
پس ادامه بده اگر از محيط كارت ناراحتي
يا عوضش كن يا ديگه كار نكن من 6ساله ام اس دارم حسابي هم كلافه ام درسام از يك ور ام اس از يك ور ديگه يك وقتايي هم بيخيال ميشم ولي راهم وادامه ميدم حتي اگر اين مهندسي 6 سال طول بكشه فقط كاري نكن كه فردا پشيمون بشي.
#15 | شهلا |
کارت بسیار نیک است که بری به کهریزک برای کمک ولی حالت خوبه!؟
#16 | عاصی |
سلام صبح بخیر
خوبی؟
امیدوارم امروز هم روز خوبی داشته باشی.
من به داشتن دوستانی مثل شما به خودم می بالم
دوستیمان جاویدان باد
اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟
[گل][گل][قلب][قلب][گل][گل]
#17 | گلی |
سلام
به نظر من يه مسافرت در حد توانت برو و يا يه تنوعی توی زندگيت ايجاد کن
يه مدت مرخصی بگير تا هم استراحت کنی هم خستگی کارت از ذهنت بره
شما فقط خسته ای همين
#18 | سمیرا
اونجا چی به دست مياری؟ شايد از اعصاب خوردی محيط کار راحت شدی اما در عوض افسردگی و تنهايی و پوچی مياد سراغت..با اون چه ميکنی؟ هميشه راه بهتری هست..بايد فکر کنی و توکل..
#19 | صفدر
فکر کردی سالما خيلی کيفورند؟اين همه آدم سالم !مثلا چه ... خوردن؟ ديگه نبينم از اين خزعبلات بگی! کتاب راز با ترجمه دلآرا قهرمان را بخون.
#20 | مريم ط |
من کاملا باهت موافقم آرام عزيز .. البته در مورد مشکل نسيم هيچ اطلاعنی ندارم ولی حرفات موافقم
#21 | بهار |
سلام نسيم جان
اگه كار اذيتتون ميكنه عوض كنيد يا كار نكنيد. نه اينكه اينجوري.
نسيم عزيز و قوي ما با يكم استراحت دوباره پر انرژي ميشن
#22 | شيما |
یا شهلا موافقم تو با اين روحيه خوب و توانايی و استعداد و اطلاعات و سوادت اگر بخوای کهريزک هم بری بايد برای کمک بری ...
#23 | آنا
سلام خستگی ات را درک می کنم .میشه مثلا در منزل کار کنی و یک پرستار داشته باشی؟
#24 | آزی |
صلاح مملکت را خسروان داند
#25 | امير |
سلام
جلوی زندگی ملال اور رو باس گرفت٬ حالا هرجور که هس٬ حتی با ...!!
#26 | نرگس |
سلام دوست خوبم من اسمتون را در يکی از وبلاگها ديدم و الان مزاحمتون شدم بنظر شما اينقدر نا اميدی اخرش به کجا ميرسه؟
اما به اين فکر کن که اميد به کجا ميرسه اميد همه زندگی ماست اگه اميد نباشه هيچ چيز نيست بنظر من دوباره از نو شروع کن منم ام اس دارم و خيلی از لحظات زندگيم با نا اميدی سپری شد ولی مدتی با خودم فکر کردم و خودم برای خودم يک تحول فکری ايجاد کردم نتيجه اين شد که حالم از هر جهت بهتر از قبل است
خوشحال ميشم به من هم سربزنی بيشتر اشنا شويم
#27 | الهام |
سلام
درسته اذيت ميشيد ولی هيچ جا نا اميدی و فرا افکنی کار ساز نيست. ميدونی ماموريت ما توی زندگی بی مشکل زيستن نيست با انگيزه زيستنه. باور کنيد آدمهای زيادی رو ديدم که در مقابل کوهی از مشکلات جسمی و چه بسا روحی ايستاده و سربلند بيرون اومدن... بهترين راه اينه که به مشکلات به چشم بازيهايی تو زندگی نگاه کنيد اونوقته که می بينيد بازی هرچی سخت تر باشه بازی کردن و در نتيجه بردن لذت بخش تر هم ميشه.
براتون آرزوی سلامتی و موفقيت دارم.
خدانگهدارتون.
#28 | بانو۷۷ |
سلام دوست من
اصلا نگران نباش
من بيمارستانی نشدم بلکه آمپولها عضلانی هستند و دارم می زنم.
#29 | صدف |
چرا تو اقدام نميکنی اقامت يه کشور خارجي رو بدست بياری. امتحان کن بخدا ميارزه تنها بزن از کشور بيرون البته با اقامت همه ارامشی بدست مياری بنظر من اين بهترين راهه اون موارد ديکه هم بنظر من فروش طلا و حساب بلند مدت فکر خوبيه بشرطی که بفکر خودت باشی مثلا يه پرستار خوب بگيری و کار هم نکنی و مثل سانی يه سرگرمی واسه خودت جور کنی. ولی کهريزک رو اصلا حرفشم نزن
#30 | یاس |
سلام عزیزم
امیدوارم همیشه شاد و بهاری باشی
ما منتظر شما هستیم
#31 | مريم |
من می دانم چی بگم. درست زندگی هرکسی فقط و فقط به خودش ربط داره ولی مطمئن باش کسی که آن بالا ست و من و تو رو ميبينه حتما برای اين کارش دليلی داشته . پس چرا می خواهی تسليم بشی؟ تا حالا شده به جوانب کارت فکر کنی؟ يعنی هرکسی از زندگی خسته شد بايد بره بدون تلاش و مبارزه ؟بدون جنگيدن ؟بهت توصيه می کنم حتما مجله ايده ال اين ماهو نگاه کن .شايد برق گرفتت و قدر ام اسو دونستی .خدايا شکرت
#32 | سيما
سلام به همدرد خودم نسيم جان عزيزم چرا مثل من از درمان هو ميوپاتی استفاده نمی کنی من در حال بهبو دی هستم و برای تحصيل در اين طب درمانی هم ثبت نام کرده ام اگر دوست داری با ميل من تماس بگير
#33 | اهرلی |
مطالبت خوب و عالی بودند به ما هم سر بزنید حتما از مطالبمون استفاده خواهید کرد

www.ahar.tk

www.modarres1.blogfa.com
#34 | مریم |
بيشتر فکر کن . تنهايی و از کارافتادگی افسردگی به همراه داره.
ام اس بيشتر خودش رو نشون می ده

ديوونه شدی ؟ خيلی از حرف هات عصبانی شدم .. بيشتر فکر ميکنم يک شوخيه
خانمی با شان و شعوری به اين بالايی با اين تحصيلات و تجربيات بالای شغلی ... واقعا ازت بعيده ..
درسته درد ام اس رو درک نميکنم اما در د تو درد ام اس نيست دردی که داری از خستگيه اون هم نه خستگی جسمی بلکه بيشتر روحی ..
البته بد هم نيست ازمايشی يچند روزی چند وقتی برو تا احوال بدتر از خودت رو هم ببينی ..

دخمل بد گريه م انداختی ..
#36 | سیروس |
اميدوارم در بهترين شرايط بهنرين تصميم را بگيری موفق باشی
#37 | باران |
چرا باید این کار رو بکنی؟
اگر پشیمون شدی چی؟
#38 | باران |
می دونم نظر من خیلی مهم نیست ولی بعنوان یه دوست ازت خواهش می کنم اصلا این کار رو نکن نسیم جان
#39 | شيما |
چرا پس هيچ چی نمينويسی؟ ....
کجايی؟...
سلام نسیم جون از این ستون به اون ستون هزار مدل فرج حاصل میشه
گرفتی چی چی شد؟
اصلا خودت روحیه ت رو نباز چون هیشکی از آینده خبر نداره
#41 | nazmehr |
نسيم جان يعنی واقعا فکر می کنی انقدر ناتوان شدی؟
من فدای تو بشم عزيز دلم تو فکر می کنی تو اون مرکز دوام مياری؟
مطمئن باشه نمی تونی. تو يه آدم فعال در بطن اجتماعی پس بازم بجنگ عزيز دلم
#42 | nazmehr |
نسيم جون اگه فکر می کنی از شهرت و از اون محيط خسته شدی تهران کاری پيدا کن و بيا اينجا مقيم شو.
خانومی من فکر می کنم پرستارهای اينجا خيلی با معرفت تر از اونجان و مطمئن باش روحيه ات هم خيلی بهتر می شه.
#43 | saeed |
سلام
فكر كنم من نظري ندم بهتر است چون احساس ميكنم كه اين پست يك پيغام خصوصي است
براي شما آرزوي مئفقيت ميكنم