#1 | بارون
بارون بي مزه
يك روز يك زن و مرد رشتي مي رن مكه. مرده ميره مروه زنه ميره صفا!!!
#4 | سانی |
میگن انگلیسیها به جوکهای بیمزه خیلی میخندند.حتی طوری به نظر میاد که جوک هر چی بی مزه تر باشه برای اونا خنده دارتره!بنابراین تعجبی نداره که لطیفه ی زیرو به عنوان خنده دارترین لطیفه ی سال ۲۰۰۱ انتخاب کردند. (البته خودم ترجمه ش کردم...اگه میلنگه ببخشین!)

شرلوک هولمزو که میشناسین.یه روز شرلوک هولمز کارآگاه مشهور و دستیارش " دکتر واتسون"در سفری که داشتند چادرهایشان را در کوه برپا کرده بودند و زیر اون به خواب رفته بودند...در نیمه های شب هولمز سقلمه ای به واتسون میزنه و میگه :" واتسون! به اون ستاره های بالای سرت نگاه کن و بهم بگو چه برداشتی میکنی؟" واتسون در جواب :"خوب من میلیونها ستاره رو میبینم و اگه بر فرض من میلیونها ستاره وجود داشته باشن وحتی اگه فقط تعداد کمی از اونا سیاره هایی شبیه زمین داشته باشند و اگه تعداد کمی از این سیاره های مانند زمین آب ....."

در این لحظه هولمز حرف واتسون رو قطع میکنه:" واتسون احمق! اون ستاره های بالای سرت فقط یه معنی داره :

چادرمونو دزدیدند!!!!!!

به نقل از وبلاگ دندون يه آدم مرده لينکش توی وبلاگم هست می تونين ببينين
هر كسي گفت اين شكلها چه حيواناتي هستند؟
o[..]o
[--]


[oo]

>
ببخشيد مثل اينكه ديده نمي شه
#7 | سانی |
اول بخندم بعد تعريف کنم به اصفهانيه ميگن با کالسکه جمله بساز ميگه اين سيب کالس که!
#8 | محسن
اول
#9 | فريد
بچه ها راست ميگن که زن حسين رضازاده(قويترين مرد جهان)خواهر حسين فهميده هستش؟
آخه فقط حسين فهميده دل و جرات داشت بره زيره تانک
ويولت اين شب زفاف ديگه چيه؟
#10 | هاله |
ببخش خوش‌گل‌ام اگر موجب بحث‌های بی‌خود شدم. درس‌ام رو گرفتم. :)
#11 | بارون
خب يه روز يه خانومه که تو دلش نی‌نی بوده، هی ميبينه ۹ ماه گذشته و بچه‌هاش (۲ قلو بودن) دنيا نميان. ميره دکتره بعد می‌بينن که پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره و ميگه: جون آبجی نمی‌ذارم لخت بری بيرون !
#12 | سانی |
يه روز يه كاميون گلابي داشته مي رفته يه گلابي از توي كاميون پرت ميشه پايين! بقيه گلابيا ناراحت ميشن و ميان براش دست تكون مي دن (با حزن بخونين: خداحافظ گلابي!) و اون گلابي هم براي اونا دست تكون ميده و ميگه خداحافظ گلابياااااا! (اينم با حزن بخونين)
#13 | ويولت |
#14 | همتا |
يكي لباس تايتانيك مي پوشه ميره استخر غرق مي شه
#15 | ويولت |
حالا اينو شنيدين:
يه روز جاسم ميره مهمونی وسط مهمونی تلنگش در ميره از شرم و خجالت دعا ميکنه خدا خوابش کنه از قضا دعاش پذيرفته ميشه و ۳۰۰۰ سال ميخوابه وقتی بيدار ميشه گشنش بوده ميره نونوايی يه سکه ميده نون بخره نونوا يه نگا به سکه ميندازه ميگه اينکه مال دوره ؛جاسم گوزوه؛
#16 | همتا |
يكي مي خواسته زير بارون خيس نشه ، هي جاخالي مي داده
#17 | نسیم |
خوب شد که از اين خون و خونريزی دست برداشتيد
#18 | سانی |
اینو می دونم ویولت جان وبلاگ تو به من ربطی نداره هر کاری می خوای بکن من که چیزی نگفتم :( واقعا متاسفم . نمی دونم چرا برداشت شماها دخالت من بود. من دخالت نکردم فقط برای اینکه به عنوان یه خواننده وبلاگ حق داشتم اینو عنوان کردم. فکر نمی کردم برداشتت اینجوری باشه.
بعدشم باشه چشم من دیگه نظر خواهی وبلاگتو باز نمی کنم که اعصابم خرد بشه

#19 | shirazi girl |
يه روز يه دونه O تغيير جنسيت مي ده تبديل مي شه به Q
#20 | shirazi girl |
Girl says to her bf : If u kiss me I'll be yours forever , her bf says : thanks for ur warning
#21 | همتا |
يكي با دوستش دعواش میشه ، يه چک می خوابونه زير گوشش!
دوستش هم غيرتی میشه میگه : يا پنج تن ، اونو رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
پا میشه میگه : اين خيلی نا مرديه ! ۶ نفر به يه نفر!!!
#22 | shirazi girl |
اميدوارم به كسي بر نخوره:
ye lore mimire, shabe avale ghabr 62 ta fereshteh miyan.... 2 ta azash sooal mikardan......... 60 tashon halish mikardan!
#23 | همتا |
مرغه اکس میزنه ، میگه قدس قدس قدس ...
#24 | همتا |
غضنفر میره دستشوئی زنانه میگیرنش میگن کوری نمیبینی زنونست؟ میگه من چکار کنم اونجا نوشته زنا نه اونطرف هم نوشته مردا نه
#25 | ناشناس
تو قزوين معلمه به شاگردش می گه : بچه جان تو اينجوری قبول نمی شی نه کلاس می آی نه باغ!!
#26 | ويولت |
سانی جون بهتره بس کنيم بازم سو برداشت کردی من کی گفتم ديگه کامنت دونی رو باز نکن
بخدا خسته شدم از اين همه توضيح و بحث بيهوده
#27 | همتا |
يک روز از يک ميوه فروشي ميپرسند :

عمل سزارين چيه ؟مرده جواب ميده : يعني بچه به شرط چاقو !!!
#28 | شبنم |
به يکی ميگن با شاش جمله بساز ميگه ( دوستم اومد خونمون با داداشاش ) ميگن نه بابا منظورمون جيش هستش ميگه ( خوب آبجيشم بود ) ...شاد باشی ...شبنم
#29 | ناشناس
اگر گفتی به يک استخر پر از دختر می گن چی؟؟؟ می گن رانی هلو
حالا اگر گفتيد به يک پژو ۲۰۶ پر از دختر می گن چی؟ می گن کمپوت هلو
#30 | همتا |
ويولت جون ما داريم جوك مي گيم بخندي تو هي غصه مي خوري
ساني جون تو هم بخون بخند
اگه بي مزه بود شرمنده
#31 | ناشناس
يک روز يه بسيجيه به آسمان نگاه می کرده می بينه ستاره ها بهش چشمک می زنن. سرشو می اندازه پايين می گه استغفرالله
#32 | همتا |
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.
#33 | shirazi girl |
ye lore mimire, shabe avale ghabr 62 ta fereshteh miyan.... 2 ta azash sooal mikardan......... 60 tashon halish mikardan
#34 | همتا |
يک بار از بامشاد مي پرسند که : چه ماشيني را دوست داري ؟ بامشاد ميگه ژيان ....ميگن چرا ؟ ميگه : چون ازش روغن مي چکه
#35 | همتا |
يه ماره روسري ميزاره ميگه من كبرام
#36 | ويولت |
همتا چقدر جوک بلدی
#37 | ناشناس
رشتيه به زنش مي گه پاشو يه قرص واياگرا بيار مي خواهيم امشب حال كنيم زنه ميگه: اووو همه اش ۲ تا مونده آنهم مال مهمانهاست!!
#38 | همتا |
يكي ميميره ميره اون دنيا. ازش میپرسن ميری بهشت يا جهنم؟نگاه ميکنه به جهنم ميبينه دارو درخته و آبی و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم.
تا درو باز ميکنن ميبينه شعله های آتيش از همه جا بلند شده. شاکی ميشه ميگه اين که اين طوری نبود.ميگن يه مدت کسی نيومده بود رفته بود رو screen saver
#39 | همتا |
يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره ، كرال ميره
#40 | همتا |
ويوات جون مي خوام اينجا رو جوك بارون كنم اميد وارم خوشت بياد
#41 | همتا |
يكي برف پاكن ماشين رو ميزنه ، هيپنوتيزم ميشه
#42 | Sara |
هوووووم . جک بگم ....يه روز يه بابايی می ره کارواش . می گن ماشينت کو ؟ می گه نزديک بود پياده اومدم .
#43 | هاله |

به نظر من جایزه تا حالا به جک گلابی تعلق می‌گیره. معرکه بود.
#44 | ناشناس
رشتي واسه دوستش تعريف مي كرده : تهران عجب جاي خوبيه از توي ترمينال مي آن دنبالت بهترين رستوران مي برنت شب هم بهترين هتلها مي برن. البته من نرفتم خانم تعريف كرده
#45 | همتا |
به گوسفنده مي گن به چه سبكي مي ري دستشويه مي گه به سبك گروه آرين × دونه دونه دونه دونه دونه دونه
#46 | همتا |
يك دست می زاره رو نافش ، Reset می شه
#47 | هاله |
سانی جان قهر نکن، عشق بورز :)

ویولت هر چی بگه باید ما گوش کنیم چون قلدره.
#48 | همتا |
ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!
#49 | همتا |
به لره ميگن شخصيت های مهم شهرت را بگو لره ميگه: هيتلور /سوفيا لوره
#50 | همتا |
سياهه با سفيده ازدواج ميکنه ، بچشون شطرنجی ميشه
سلام ويولت جون. يه روز يه ترکه داشته خلاف می رفته. پليس نگهش می داره ميگه : گواهينامه کارت بيمه کارت ماشين . ترکه ميگه : وااای...با همه اينا جمله بسازم؟
#52 | همتا |
پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار
#53 | ناشناس
رشتيه به زنش مي گه راستش رو بگو تا حالا چند نفر كنارت خوابيدن؟ زنش مي گه به خدا جز تو هيچكسي نخوابيده بقيه همه بيدار بودن!!
#54 | ويولت |
به همتا:
مرسی عزيز دلم
#55 | ناشناس
تركه مي ره استخر آهنگ تايتانيك گذاشته بودن غرق مي شه!!
#56 | همتا |
ترکه ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم می کنه
#57 | همتا |
ترکه ساعتش خراب ميشه باز ميکنه توشو ميبينه يه دونه مورچه مرده با خودش ميگه: ای بابا ميگم اااااااا راننده مرده
#58 | همتا |
به غضنفر ميگن ميدونی چرا زنبورها گل ميخورن ؟
ميگه خوب معلومه ، لابد دروازه بانشون خوب نيست
#59 | شبنم |
به يکی ميگن بچه ات اکس ميزنه ميگه اکس چي چيه؟ ميگن بابا همون قرصه ديگه که ميخورن ميرن فضا . اونم مياد خونه و يه دونه محکم ميزنه تو گوش بچه اش و ميگه پدر سگ اکس ميخوری؟ بچه هم ميگه نه بابا کی گفته ؟ باباهه ميگه خفه شو گه نخور تو فضا ديدنت :‌)‌...شاد باشی ...شبنم
#60 | همتا |
يه روز يه مگسه باباش ميميره ، پي پي خيرات ميكنه !!؟؟
#61 | ناشناس
ميخواستن بن لادن رو شكنجه بدن از ملت نظر خواهي مي كنن كه چيكارش كنن. نظر تركه رو مي پرسن ميگه: ايلده سر يه ميله رو داغ مي كنيد خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد توي...!! ملت كف مي كنن ميپرسن : حالا چرا از طرف سردش؟ تركه ميگه : تا هر كي خواست درش بياره دستش بسوزه!!
#62 | بارون
يه روز يه آقاهه عينک افتابی می‌زنه، ميره خيابون بچه‌شو تو کوچه می‌بينه، يکی می زنه تو گوشش ميگه صد بار گفتم تانصفه شب تو کوچه نمون!

#63 | همتا |
يه روز يه ميخه ميره عروسی ، انقدر قر ميده تا پيچ میشه
#64 | همتا |
يه روز به يكي ميگن صورتی چه رنگيه؟ ميگه قرمز يواش
#65 | ناشناس
يه تركه وارد ورزشگاه آزادي ميشه، جلوي در با يه آشنا دست ميده، تو رودروايسي گير مي كنه مجبور ميشه با ۱۲۰ هزار نفر دست بده
#66 | همتا |
واسه تركه يه دختر نشون ميكنن با سنگ ميزندش
#67 | ناشناس
پس اين آرش و فريد كجا هستند؟
#68 | همتا |
يه منافق ميره جهنم ، فرداش بمب ميزاره ، همه شهيد ميشن ميرن بهشت
#69 | همتا |
شرمنده كه جوكهاي بي مزه تعريف كردم
ديگه بايد رفع زحمت كنم دوباره ميام ويولت جون خوش باشي باي
#70 | همتا |
#71 | ويولت |
دست همگی درد نکنه ولو شدم اينقدر خنديدم
#72 | ناشناس
يه روز رشتيه با يه كابوي رفيق مي شه دعوتش مي كنه رشت. وقتي با هم مي رن قهوه خانه كابوي مي بينه يكي از در درميره و يكي از پنجره خلاصه هيچكس توي قهوه خانه نمي مونه. طرف كف مي كنه به رشتيه ميگه اينها از تو مي ترسن؟ اونم با غرور مي گه آره هر وقت من بيام اينجا همه با عجله فرار مي كنن...
خلاصه يه چايي مي خورن و ميرن طرف خانه رشتيه كابوي مي بينه به به تمام اونايي كه توي قهوه خانه بودن دو در خونه رشتيه صف كشيدن..
#73 | ناشناس
به يك تركه مي گن دخترتو به كي دادي؟ مي گه غريبه نيست دامادمونه!!!!
#74 | ناشناس
يه روز قزويني را سر چهار راه با يه گوني شورت مي گيرن ميگن اينا چيه؟ ميگه دفترچه خاطراتم است!!
#75 | سانی |
امام جمعه اردبيل ميگه وقتي آب مي خورين بايد سه تا بسم الله بگين چون توي آب سه تا جن هست!!!! دو تا هيدرو جن و يه اكسي جن!

ضمنا حالا که اينجوريه منم بهتره کلاسو بذارم کنار همرنگ جماعت بشم
#76 | ناشناس
ويلي جون بازم بگم؟؟
#77 | سانی |
خوشبخت ترين آدمای روی زمين قزوينی ها هستن اگه گفتين چرا؟
خودم می گم: چون هيچوقت بخت بهشون پشت نمی کنه!!!!
#78 | ويولت |
به سانی:
#79 | ويولت |
به ناشناس:
آمار فريد و دارم که يا خوابه يا صبحانه نخورده
اينم خودش يه جوکه ها
#80 | ويولت |
ناشناس جون يه عالمه تشکر که از هر شناسی شناس تری
#81 | سانی |
اينم يه جوك بي ادبي : يه بار به يكي ميگن با سي دي جمله بساز! ميگه بازم چسيدي؟!!!
#82 | سانی |
ترکه ميره مکه خونه خدا رو تکون ميده ميگه ببين خوشت مياد يکی خونتو تکون بده
#83 | سانی |
ترکه خودش رو به موش مردگی ميزنه گربه مياد می خوردش
#84 | ناشناس
خانم رشتيه تا شوهرش نيست يكي رو مياره خانه از بخت بدش شوهرش مياد مرده هم نمي دونسته چيكار كنه از پنجره آويزان مي شه. رشتيه مياد مي بينه زنش بدجوري خوابيده. همه جا رو مي گرده. مي بينه يكي از پنجره آويزانه ميپرسه آقا اينجا چيكار مي كني؟ يارو مي گه هواپيما سقوط كرده منم خلبانش بودم تا ديدم هواپيما سقوط كرده منم پريدم بيرون و اينجا رو گرفتم!!. رشتيه مي گه لعنت به اين جمهوري اسلامي ديروز هم دو تا غواص توي وان حمام بود!!!
#85 | شليل
سلام.من اولين باره که براتون نظرميذارم ولی هميشه وبلاگو ميخونم.فقط خواستم با جمعتون اشنا بشم که خيلی دوست داشتنيه
#86 | بهار |
سلام
ممنون از اين همه انرزی مثبت. يه جوک بی مزه بگم.
يکی خوابيده بوده خوابش سنگين ميشه تختش ميشکنه
#87 | سانی |
رشتيه خرج زايمان زنش زياد ميشه مياد تو محل داد ميزنه نامردا بياين دنگاتونو بدين!
#88 | سانی |
به لره ميگن امام رضا چرا رفت مشهد؟ ميگه والا اما رضا رفته بود مشهد واسه زيارت شهيدش كردن.
#89 | سانی |
بچه از باباش مي پرسه: بابا الاغ ها هم ازدواج مي كنن؟ باباهه ميگه آره عزيزم فقط الاغ ها ازدواج مي كنن!
#90 | سانی |
يه جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصر ازدواج مي كنه بچه اشون شهيد ميشه!
#91 | ناشناس
رشتيه زنشو مي فرسته تهران، زنش كه بر مي گرده حامله بوده، بعد از زايمان اسمش رو مي گذارند هديه تهراني!!
#92 | سانی |
از لره مي پرسن ساعت چنده؟ بلد نبوده ميگه بدو بدو كه داره ديرت ميشه!
#93 | سانی |
بازم بگم؟!
#94 | ناشناس
به تركه مي گن با ياماها جمله بساز؟ مي گه من نفهميدم فارسا خرن يا ما ها
يه ميخ می ره جشن تولد از بس قر می ده می شه پيچ
#96 | شهلا |
برای دیرور من رو ببخش.
ببخش ويولت جونم شايد من نبايد اين خواهش رو ازت می کردم.
ما از روی کسی ننوشتيم چون مامی جان نذاشت که جوک ها رو بخوونيم اما حالا مامی جون گفت جوک شما رو قبلا همتا نوشته
#98 | بارون
به سانی:
يه بار ديگه گلابی‌ها رو بگو
#99 | ناشناس
ترکه می ره راهپيمايی می بينه شلوغه بر می گرده!!
#100 | ناشناس
اول که نشدم حداقل صدم بشم
#101 | شقايق |
می گم ويولت جان تو وبلاگ های ديگه رو هم می خونی؟مثلاْ کسانی که بهت سر می زنن؟
#102 | سانی |
يه روز يه تيكه كاغذ مي خوره تو سر تركه. تركه هم در جا مي ميره! كاغذ رو باز مي كنن مي بينن توش نوشته آجر!

#103 | سانی |
يه روز يه جوجه با مامانش دعوا مي كنه عصباني ميره تو خيابون داد ميزنه پيشي ( كش دار بخونيد و طولاني و با حالت جيغ) بيا منو بخور!!!

#104 | سانی |
از قزوينيه مي پرسن چرا باسن انسان چاك داره؟!!! ميگه بسكه شيرينه قاچ خورده!
#105 | سانی |
از يه رشتيه مي پرسن چرا اسم تو رو گذاشتم مراد؟ ميگه آب نطلبيده مراده!
#106 | سانی |
تركه مي خواسته بميره بچه هاشو جمع مي كنه يكي يه دونه چوب كبريت ميده ميگه بشكونيد! اونام ميشكونن. يه شاخه نازك ميده ميگه بشكونيد اونا باز ميشكونن. يه دسته بيل به هر كدوم ميده اونا مي شكونن. هفت تا دست بيل ميده ميشكونن. باباهه شاكي ميشه ميگه حيف كه خريد وگرنه مي خواستم نصيحتتون كنم. ( سوتفاهم نشه ها اينا جوكه محض خنده!!)
#107 | سانی |
به ساني ميگن چرا داروهاتو به موقع نمي خوري ؟! ميگه مي خوام ميكروبها رو غافلگير كنم!
#108 | سانی |
به بارون: کامنت ۱۲ رو بخون گلابی هاست ديگه
#109 | سانی |
بازم بلدما ولی عصر ميام می گم
#110 | بارون
خداحافظ سانی (با حزن بخونین)
#111 | نازمهر |
اووووووووووه چقدر جوک
ويولت من ايندفعه جوک نمی گم چون توی اين جوکا گم می شه که
می ذارم يه دفعه که فضا يه خورده ناشاد بود يه جوک می گم که تا نيمساعت بخندی
#112 | مری |
توی سفر هر بار که آرش می خواست قرصش را نصف کنه يلرو اين جوک را می گفت:
از ترکه می پرسن خط وسط قرص واسه چيه؟می گه:واسه اينه که اگه با آب پايين نرفت با پيچ گوشتی بفرستن پايين
#113 | ويولت |
وای وای مردم از خنده
#114 | سانی |
بارون جونم خدافظ نه من هستم ولی يه کم کار هم بايد انجام بدم پس وجدان کاری چی ميشه
#115 | سانی |
منم اين جوک قرص رو بلد بودم گذاشتم مری بگه
#116 | ويولت |
هيچ آرايش چشمی ندارم نه مداد نه خط چشم نه ريمل نه کرم پودر
پس چرا وقتی ميخندم و اشک چشم راه ميوفته چشام ميسوزه؟
#117 | بارون
دینگ دینگ!
دکتر فريد به بخش چشم پزشکی
دکتر فريد به بخش چشم پزشکی
#118 | مريم |
يه قزويني ميره نماز جماعت و صف آخر واي ميسه. همه كه به ركوع ميرن ميگه (با ربيتم بخونيد) من و اين همه خوشبختي محاله محاله
#119 | بهار |
يکی بعد از يه سال که از مردن باباش ميگذره همينطور مدام ناراحت بوده گريه ميکرده
دوستاش ميگن ديگه بسه يه سال گريه کردی
ميگه اخه هر وقت يادم مياد بابام موقعی که ميخواستيم خاکش کنيم چه دست و پايی ميزد ه جيگرم آتيش ميگيره
#120 | دنيز |
ویولت جونم من همه جوکهایی که میدونستم از ذهنم پریده تقصیر اون تصادف لعنتیه

ولی خوب عوضش کلی خنديدم
#121 | سانی |
من سعی کردم به خاطر می گل و گل چه عزيز جوک خوب بفرستم. مامان چرا نذاشتی بخونن؟
#122 | دنيز |
البته اونايی که خيلی بی ادبند تو ذهنم مونده بقيه پريده
#123 | سانی |
به خاطر آلودگی هواست ويولت جونم که چشمات می سوزه
#124 | بهار |
ويولت جان فکر ميکنم به خاطر اشعه ساطع شده از مونيتور باشد
#125 | سانی |
دنيز جون هميشه جوکهای بی ادبی بيشتر توی ذهن آدم می مونه بعدشم ويولت جونم به قول فريد جيشت نگرفت اينقدر خنديدی؟
#126 | بهار |
ويولت جان فکر ميکنم به خاطر اشعه ساطع شده از مونيتور باشد
#127 | ويولت |
خوب حالا که می گل و می چه اومدن و مامانشون جوک ها رو واسشون نخوند يه نموره بی ادبيش کنيم؟
دنيز جون جوکت رو بگو بگوشم
#128 | ويولت |
آخ آخ سانی گفتی
نمی دونی با چه شتابی خودم رو به دستشوئی رسوندم هی مثل پاندول ميخوردم به ميز و در و ديوار ولی به خوندن جوکا ميارزيد
#129 | یک مامان |
ويولت گل ممنون از توجه و اخطار اوليه ات . اما بعضی از جوک ها دخترای من می گفتن يعنی چی؟؟ من هم مجبور شدم بگم که او نها نخوونن . اگر نه به سلامت اين جا واقفم
#130 | سانی |
یعنی بی ادبی هم بگیم؟ ولی آرش هنوز نیومده و بره باید بازم صبر کنیم!
#131 | شيما |
سلاااااااااااام عزيزم خانومم قشنگم دلم واست يه ذره شده
مطلبات رو خوندم ممنون که واسه ماها دعا کردی
دوست دارم
به اميد...............
#132 | شيما |
مثه اينکه منم بايد جک بگم:
ناشناس منو ياد اين جک انداخت:
ميدونين به ۳ تا پسره زن توی وان چی ميگن؟
.............
.........
.....
..
ميگن يه کاسه سيرابی
مرغ اول: اوا خواهر بدبخت شدم تو كيف بچم عكس خروس پيدا كردم
مرغ دوم: نگو خواهر من تو كيف بچم يه تخم مرغ پيدا كردم
تركه ميره سربازي دور كلاش قرمزي
تركه ميره تو لوله اتل متل توتوله
#136 | ناشناس
يك روز يه تركه سوار بريتيش اير ويز ميشه هواپيما كه داشته بلند ميشده به مهمانداره ميگه من بايد موقع بلند شدن هواپيما كمي شير بخورم وگرنه حالم بهم مي خوره!! مهماندار هم مي ره مي گرده شير پيدا نمي كنه مي آد به تركه مي گه من شير پيدا نكردم ولي شما مي توانيد يواشكي كمي از شير سينه من بخوريد تا حالتون بهم نخوره!! كه تركه محكم مي زنه تو سرش مي گه كاشكي شاش خواسته بودم!!!!
يكي رفت تونس اون يكي رفت نتونست
#138 | ناشناس
ميدونيد چرا خروسها دست ندارن؟
چون مرغها مي مي ندارن!!!!
#139 | Funny's M |
اولین باره که میام اینجا !
وبلاگ زنده ای داری ... چند وقت یه بار آپدیت می کنی ؟!
#140 | ويولت |
به مرغه ميگن به جون بچه ات قسم بخور ميگه به تخمم!!!!!
برقها ميره تركه يه قابلمه برميداره ميره دم خونه لره ميگه يه قابلمه برق دارين به من بدين لره ميگه:الاغ چرا ظرف پلاستيكي نياوردي برق نگيردت
#142 | نرگس |
ترکه ميره آتشنشان بشه بهش ميگن اگه جنگل آتيش بگيره و آب نباشه چه ميکنی ميگه تيمم ميبکنم!
ويولت عزيز اينجا هم پر از جوکه برای تو و دوستانت که دوست دارن بقيه رو هم شاد کنن.http://iranianjoke.blogspot.com/

قربونت برم و خودتو هم اذیت نکن .ایشالا چشمهات همیشه از خنده خیس باشه
#143 | er
منظور از بازديد بچه های دبستانی چيه ؟
#144 | ناشناس
يك روز تركه مريض ميشه ميره دكتر . ميگه دكتر چند روزه كه نمي توانم برم ددستشويي. دكتر براش دارو مي نويسه مي گه دوتاي اوليش خوردنيه آخريش هم بايد چيزش كني!! تركه مي گه چيكارش كنم؟ ميگه چيزش كن ديگه!! تركه مي گه : من كه نفهميدم. دكتر عصباني ميشه ميگه بكن تو كونت!! تركه سريع پا ميشه ميگه: دكتر شما الان عصباني هستي من مي رم فردا ميام مي پرسم!!!
#145 | سانی |
#146 | سانی |
فريد بيا ناشناس زد رو دستت
#147 | ناشناس
به قول قديمي ها اگر يه خر بوست كنه بهتر از اينه كه يه بوس خرت كنه!!!
ويولت اسممو بر ميدارم کسی نفهمه کيم بسکه اين جوکه باحاله
دختره به پسره ميگه ميدونستی چيز آقايون عرب کلفته ولی چيز آقايون مکزيکی دراز؟
ژسره ميگه نه نميدونستم!
دختره ميگه راستی اسمت چی بود؟
پسره ميگه عبدالعزيز گونزالس
#149 | ناشناس
مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع مي‌كنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي!
#150 | مهرناز
يه روز يه بچه به خواهر کوچيکش که تازه به دنيا اومده حسادت ميکنه و وقتی مامانش خواب بوده به سينه اش سم ميماله که بچه بميره ... صبحش که از خواب پا ميشه ميبينه بجای بچه باباش مرده
#151 | سانی |
حالا از این به بعد همه ناشناس میشن
#152 | ويولت |
بابا جوک های بد بد و بذاريد واسه آخر شب
#153 | ناشناس
دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!
#154 | اميد |
ويولت جان خدا خفه ت نکنه با اين مسابقه ای که راه انداختی
راستی منم يه مسابقه (با جایزه) تو وبلاگم گذاشتم( هم توی پرشین و هم توی بلاگ اسپات).البته تا حالا تعداد بازديد کننده ها دو رقمی هم نشده ظاهرا کار فرهنگی توی وبلاگ جواب نميده
اينم يه جوک پاستوريزه برای خواننده های زير شونزده سال:
عربه می خوره زمين. بلندش می کنن ، می پرسن : تو سالمی؟؟
ميگه : نه . من جاسمم. سالم داداشمه
#155 | Asal
kheili bahal budan
ye bar ye zane mire doktor,az in damanhaye bolando chindar pushide bude,bayad ampul mizade mire deraz mikeshe doktor miad damanesho mizane bala mibine ziresh zirdamanie,unam mizane bala mibine ziresh astare hei mizade bala ziresh ya astar bude ya zir damani,khaste mishe mige khanoom jan in ghomboletun safhe chande?
#156 | همتا |
سلام
باز اومدم
#157 | همتا |
به غضنفر مي گن: بنويس ۱۱، يه يک مي نويسه، يه تشديد مي ذاره روش.
#158 | همتا |
تركه داشته تو بينهايت راه ميرفته، يهو از پشت يك صداي خفن بلند ميشنوه... برميگرده، ميبينه دو تا خط موازي خوردن بهم
#159 | همتا |
يه روز يه تركه خودش رو send to all ميكنه، ياهو خر تو خر ميشه!!
#160 | همتا |
به ترکه مي گن با نخ سوزن جمله بساز ترکه می گه من تيم ملی رو دوست دارم نخ سوزن علی دايی
#161 | همتا |
ترکه از حال ميره بعدش از پذيرايی مياد
#162 | همتا |
اولي : چه كار ميكني دومي : بيكاري اولي : شغل خوبيه . ولي دست توش زياد شده
#163 | ناشناس
شباهت برنامه كودك با سینه خانم‌ها:...هردو مال بچه‌هاست، ولي اكثراٌ بزرگترها استفاده ميكنند!
#164 | همتا |
يك روز يك تركه داشته تو مجلس ختم خرما تعارف ميكرده ، يه يارو 7-8 تا خرما برميداره ، تركه عصباني ميشه ميگه آقا يك نفر مرده نه يك اتوبوس
#165 | همتا |
آقایی می ره لباس فروشی شلوار کردی بخره چون که اسمش رو نمی دونست می گه آقا شلواره خانواده داری؟
#166 | همتا |
ناشناس تو هنوز هستي
#167 | همتا |
غضنفر مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!!!
#168 | همتا |
يه روز يه تركه ميره غواصي تو عمق 20 متري بعد يه كوسه مياد ازش ميپرسه آقا شما تركين ؟ ميگه از كجا فهميدي ميگه چون كپسول آتشنشاني پشتته!
#169 | ناشناس
بله من هميشه هستم
#170 | همتا |
يه زور يه ملا اکس ميزنه ميره بالای منبر ، ميگه دوستت داريم بيت المقدس دس دس دست
#171 | همتا |
فعلا تا بعد
#172 | ناشناس
ميدوني رشتيا به بچه اولشون چي ميگن؟ مرحمتي دوستان! به بچه دوم چطور؟ دوستان مارو شرمنده كردن! به بچه سوم؟ دوستان ديگه شورشو درآوردن!
#173 | arashl
khodemoonim,joketoon kheili bimaze bood.badam bale,atash bas az hame chi behtare
ترکه ميره هات داگ بخوره واسه اولين بار.وقتی براش مياارن ميگه اه شانس منو ببين کجای سگه بمن افتاده!
يه قزوينيه ميره نماز جمعه ميبينه همه سجده رفتن ميگه منو واينهمه خوشبختی محاله محاله.
سلام واقعآ خجالت بکشين نميگين شايد يه بچه بياد و اين جکارو بخونه من نميدونستم شب زفاف چيه رفتم از بابام پرسيدم دعوام کرد واقعآ که
ترکه جلوی آگهی استخدامش که نوشته بوده سکس: مینویسه پلیز لطفا
رشتیه میره خونش میبینه یه سیاهه با زنشه.تا سیاهه میاد در بره میگه اه اه درش نیار چه بیریخته
#179 | طلا
خدا خفتون نکنه.........پکيدم...
ناشناسسسسسسسسسسسسسس...
تو ديگه کی هستی از دست جوکات مردم
#180 | طلا
من چرا اين شکلی شدم..؟مثل اينکه تبديل شدم به جوک..ويولت دستت درد نکنه با پست امروزت..سانی تو هم چقده جک بلدی
#181 | پشمک |
خب من جک بلد نيستم چی؟
#182 | ناشناس
قزوينيه كنار دريا واستاده بوده، ‌مي‌بينه يك بچه داره پشتشو مي‌خارونه. ميگه: ‌بالام‌جان، خورده‌كاري هم قبول مي‌كنيم‌ها!
#183 | پشمک |
پس فقط می خونم ومی خندم............دست همتون درد نکنه.
بخصوص ويولت که اين اوضاع و راه انداخت.
#184 | ناشناس
تركه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ‌مي‌بينه يك بدبختي افتاده رو زمين، 6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته ‌تركه ميزنه شيكم يك بدبختي رو تو تبريز سفره مي‌كنه! بازپرسه ازش مي‌پرسه: ‌بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ تركه ميگه: جناب سروان،‌گوز گنده داده بود!
#185 | ناشناس
تركه شطرنج باز بوده و از مسابقه ميومده، سوار اتوبوس ميشه يه خانومي مياد رد بشه، دستش ميخوره به اونجايي كه نبايد بخوره! خانومه سرخ ميشه، ميگه: ببخشيد! تركه ميگه: نه خانم جان، اينطوري نميشه! دست به مهره بازيه!
#186 | ويولت |
به يه دستگاه کودک:
تقصی خودته آخه آدم هر سئوالی رو از باباش ميپرسه؟
#187 | ناشناس
ويلي جون بسه يا ادامه بدم؟
#188 | آدم |
اوه چه خبره اينجا

به یکی (!) میگن بنفش چه رنگیه؟ میگه ایلده، قرمزو دیدی؟ آبیش!

اگرچه رعايت قوانين عفاف در مسابقه جوک نامرديه ولی من که دلم نمياد از اون جوک خوبا بگم پس يه چيزی بگم که اگه بیمزه بود، حداقل ربطی به اينجا داشته باشه
#189 | من
يه روز يه ترکه با دوست دخترش بوده يکدفعه بادی ازش در ميره . می بينه بدجوری ضايع شد می گه : اااه باز اين بچه ها sms فرستادن .
#190 | ناشناس
بچه قزوينيه صبح پاميشه به باباش ميگه: بابايي، بابايي! مامان ديشب جايي ميخواست بره؟ قزوينيه ميگه: نه بابا‌جان. بچهه ميگه: پس چرا هي بهش ميگفتي برگردعزيزم، برگرد عزيزم!
#191 | ناشناس
به رشتيه ميگن: شما تا حالا تو صف كسي رو هول دادين؟ ميگه: نه، ولي يه بار هول شدم تو صف دادم!
#192 | من
يه روز يه ترکه مياد تهران . تو خيابون وليعصر يه دختر خيلی تی تيش مامانی خوشگل می بينه ميره جلو ميگه ببخشيد اين دوست دختر که ميگن شماييد ؟
#193 | همتا |
تركه زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش ميپرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ تركه ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. تركه ميگه: خوبه همينو بدين
اينجا چقده جكه
#195 | ناشناس
رشتيه ميره تو اتاق خواب، ميبينه يك نره خري زير تخته. ميگه: خانم جان، اين زير تخت چي كار ميكنه؟! زنش ‌ميگه: ‌زير تخت رو نمي‌دونم اما رو تخت كه غوغا ميكنه!
#196 | من
يه روز يه ترکه مياد تهران . تو خيابون وليعصر يه دختر خيلی تی تيش مامانی خوشگل می بينه ميره جلو ميگه ببخشيد اين دوست دختر که ميگن شماييد ؟
#197 | ميترا
يه قمری با يه بلبل ازدواج ميکنن اسم بچشونو ميذارن قومبل!!!!
#198 | ميترا
يه روز يه ترکه يه بسته هزار تومنی ميشمره ۲۵۰ تومن کم مياره!!!
با عرض معذرت از ترک های عزيز
#199 | من
يه روز يه رشتيه ميره خونه می بينه زنش لخت رو تخت خوابيده . می گه خسته نباشی می بينم که با لباس کار خوابيدی .
#200 | ويولت |
ناشناس جون ممنون دست مريزاد
بچه ها کامنت دونی هم ديگه قاط زده غلط نکنم اينقدر خنديده که پکيد
چيکارش کنم؟ نويد هم نيست
#201 | نرگس |
مرسی بچه ها مرسی ناشناس يکروز پر از خنده رو برامون رقم زديد و مرسی از تدبير به جا و قشنگ ويولت گل
من که ديگه تو اين وبلاگ بی ادبانه نميام
#203 | من
يه روز به يه ترکه ميگن يه جمله بساز که ۳ تا بيل توش باشه . می گه گابيل هابيلو با بيل کشت . ميگن خب يه جمله بگو که ۶ يا بيل توش باشه می گه نمی دونم گابيل هابيلو با بيل کشت يا هابيل گابيلو با بيل کشت . می گن خب حالا يه جمله بگو که ۷ تا بيل توش باشه . ميگه بيلميرم گابيل هابيلو با بيل کشت يا هابيل گابيلو با بيل کشت . ميگن حالا يکی بگو که ۸ تا بيل توش باشه . ميگه والله بيلميرم گابيل هابيلو با بيل کشت يا بیلعکس هابيل گابيلو با بيل کشت . ميگن حالا يکی بگو که ۹ تا بيل توش باشه . ميگه والله بيلميرم بیلخره گابيل هابيلو با بيل کشت يا بیلعکس هابيل گابيلو با بيل کشت و اين داستان همچنان ادامه داره ...
#204 | ستاره
به ترکه ميگن ميخوای جای خداباشی ؟
ميگه نه. ميگن چرا؟ ميگه اخه جای پيشرفت نداره
#205 | نونوش
به يك دستگاه كودك:
نيا چه بهتر
همش تقسيره تو ويولت خانوم که باعث شدی اينجا اينطوری بشه
#207 | نونوش
يك روز يك قزويني تو اتاق پرو داشته لباس پرو ميكرده دولا ميشه شلوارشو در بياره تو اينه ميبينه و ميگه:
آب د ر كوزه و ما گرد جهان ميگرديم
باسلام به ويلوت
من هر روز بهت سر ميزنم ولي اولين بار كه برات مينويسم
شاد باشي
در ضمن كلي هم خنديدم
اينام که فقط منتظر بودن تو بهشون رو بدی
#209 | arashl
eyyyval,emrooz bacheha che jokaye bahali neveshtan
#210 | من
به ترکه ميگن چای ميخوری يا قهوه ؟ ميگه اه راستی حال مادرتون چطوره ؟
#211 | shirazi girl |
يه قزوينيه يه بچه زده بوده زير بغلش و مي دويده بهش مي گن كجا مي ري- مي گه فردا امتحان بچه دارم هنوز لاشو هم باز نكردم.
#212 | ويولت |
به يک دستگاه کودک:
عزيز جان دلخور نباش برو حال کن که کامنتت شد ۲۰۶
بعدم عزيز جان برو وبلاگ هم قد خودتو بخون خوب؟
#213 | ستاره
ترکه شب دوم عروسيش زنشو ميکشه ميگن چراکشتيش ؟ ميگه باکره
نبود.ميگن چرا شب اول نکشتيش؟ ميگه اخه شب اول باکره بود
#214 | غزل
يه گرگه مشروب ميخوره شنگول ميشه گرگه ميخورتش
#215 | Asal
به رشتيه خبر ميدن زنش داره با عباس اقا بقال بهش خيانت ميکنه.باورش نميشه.ميره از بالای ديوار خونه اش ميبينه .هر هر ميخنده .میبرسن ميخندی؟ مي که اخه تا حالا عباس اقارو ک..ن لخت نديده بودم
#216 | غزل
گرگه ميره دم خونه ی شنگول و منگول در ميزنه ميگه بچه ها درو وا کنين من مامانتونم....شنگول و منگول ميگن الاغ مگه نميبينی آيفون تصويری داريم؟
#217 | نونوش
به صاحبخونه:
ويولت من ميتونم جك بد بگم.
اول اجازه بگيرم؟
سلام. فقط خواستم بگم دلم برات تنگ شده
#219 | ستاره
يه دختر و پسر رشتی داشتن باهم دل وقلوه ردوبدل میکردن پسره به دختره میگه اسم شماچیه ؟ دختره میگه تی بندکفش مهوش
دختره میگه اسم شما چیه ؟ پسره هم میاد موزون جواب بده میگه:تی بادگوز بهروز
#220 | سانی |
#221 | غزل
يروز ۲ تا لزبين ميرن ميوه فروشی يکيشون ميگه آقا ۲ تا خيار بدين ...اون يکی بهش ميگه بابا يکی هم بخر خودمون بخوريم
پس تو هم مثل بقيه ای سرو ته يه کرباسين
#223 | غزل
اگه گفتين چه جوری ميفهميم ۵ تا فيل رفتن سينما؟ خب فولکسشون دم در سينما پارکه ديگه
#224 | غزل
اگه گفتين چرا مار نميتونه سوار قطار بشه ؟ ......چون دست نداره بای بای کنه
#225 | نونوش
يكروز يه قزوينه با دوستش تو خيابون داشته راه ميرفته يهو دولا ميشه يه چيزي رو از رو زمين بر ميداره و بوس ميكنه. دوستش ميگه نون بود؟
ميگه نه استخون كو... بود.
#226 | نونوش
يكي بگه جكهاي من خوبه يا نه؟
من با راول مينويسم.
جواب بديد.
#227 | ويولت |
غزل جون ببخشيد ولی بعضی جوکات رو حذف کنم
جوک مذهبی نگين لطفا
جوک خیلی بی ادبی هم لطفا نگين ممنون
از پدر حسين فهميده مي پرسن نظرت در مورد پسرت چيه؟ ميگه فلان فلان شده هنوز دارم قسطاي تانكو پرداخت مي كنم...
به رشتيه ميگن تو باغ دارن ترتيبه خانومتو ميدن ميگه بابا بزرگش نكنيد باغ چيه فقط چند تا درخته
#230 | غزل
راستی به برکت حضور کاترین زتا احمدی نژاد يه آگهی فروش هم هست که به اطلاع کلیه دوستان میرسانم : یک دستگاه حوله ؛ شانه ی سر ؛یک قوطی ژل دست دوم؛ یک قالب صابون کار کرده ؛ یک فقره اطوی نیم سوز ؛یک بسته ژیلت کار کرده ....نصف قیمت بی واسطه...فوری فروشی
رشتيه با زنش ميره كربلا عربه بهشون ميگه :اهلا و سهلا رشتيه ميگه من كه نه ولي خانومم هم اهلا هم سهلا
#232 | ويولت |
نونوش جون
لطفا جايه کلمات قبيحه اولش رو بنویس و بقیچه اش رو نقطه چين بگذار نميخوام با سرچ اين کلمات به اينجا برسن
#233 | نازی |
ترکيدم از خنده ای والله!
#234 | نونوش
ببخشيد ويولت
من روال كار دستم نبود
اگه ميتوني با دسترسي خودت درستشون كن
ممنون كه راهنمايي كردي
خبر فوري:
خبرگزاري qnn لحظاتي پيش اعلام كرد:
ستاد اقامه نماز جمعه قزوين جهت حمايت از نمازگزاران سجاده اي با آيينه بغل اختراع كرد
#236 | مهرناز
جشنواره ی فيلمهای تخيلی رشت :
۱- زنان وفادار ... ۲- مردان با غيرت ۳- فرزندان حلال زاده ... ۴-سیمرغ بلورین
برای فيلم پسری که يک پدر داشت
رشتيه زنشو كتك ميزنه تعزيرات به جرم تخريب اموال عمومي دستگيرش مي كنه
اخبار ديروز: به يك زن رشتي كه در پارك ميدويد تجاوز شد.
اخبار امروز: ۱۰۰ زن رشتي در پارك ميدوند
به اون کودک:
حتما شب زفاف به بابات زياد خوش نگذشته بود که دعوات کرد!!!
#240 | مهرناز
رشتيه زنش زايمان ميکنه با دسته گل ميره بيمارستان ميگه تبريک ميگم ... مادر شدی ... زنش ميگه مرسی اميدوارم تو هم يه روزی پدر بشی
#241 | غزل
ستاد اقامه ی نماز قزوين يه چيز ديگه هم گفته : جمعه ی اين هفته بمناسبت آرامش بيشتر روح برادران نماز گزار نماز با ۲۰ سجده ی اضافی برگزار ميشود .
ميدوني تركا چه طوري گردو مي شكونن؟؟؟
گردو رو ميزارن زير پاشون با آجر ميزنن تو سرشون
پسر: پدر اگه تو لاتاري برنده شي چيكار ميكني؟
پدر: پاريس،شامپاين،دختراي زيبا
پسر:اگه برنده نشي؟
پدر: خونمون، عرق سگي ،ننه ات
يه سرهنگ ميره پادگان ميبينه همه لختن ميپرسه چي شده؟ ميگن يه سرباز قزويني فرار كرده براش تله گذاشتيم
#245 | مهرناز
ترکه توی کوچه ی خلوت به دختره ميگه : می خوای بوست کنم ؟! دختره ميگه نه ... ترکه ميگه : واسه ی خودت گفتم ، من که زن دارم !!!
يه تركه ميفته تو دريا و داشته خفه ميشده هر بار كه ميرفته پايين آب ميخورده و ميومده بالا ميگفته سلام بر حسين
#247 | ملينا |
سام..
اول بگم بالا ۱۵ ساله جکم
يه زنه با معشوقش مشغول عمليات بودن که شوهر زنه سر ميرسه ..! زنه هم از ترسش مرد رو ميکنه تو کمد و در رو ميبنده ولی ..مرده بيرون ميماند!! مرد از راه ميرسه و ميگه اين چيه از کمد بيرون زده ؟ زن ميگه: زنگه برای اتاقمون خريدم ...
مرده ميره زنگ رو فشار ميده ميبينه زنگ نميزنه!!لگد ميزنه باز زنگ نميزنه !!لنگهه کفش رو برداشت زد روش باز خبری نشد...مردک داخل کمد از درد به خوش ميپيچيد ..در و باز کرد و گفت : نزن پدرسگ شايد برق رفته ديگه
تركه ميره سربازي بعد ۲ سال كارتشو كه بهش ميدن ميگه من از اينا داشتم گواهينامه مي خواستم
#249 | ملينا |
مامور سر شماری ميره دم خونه رشتيه به زنه ميگه :شما چند نفريند؟ زنه بيرون رو يه نگاهی ميکنه و ميگه : من مشکلی ندارم شما چند نفريد؟
دختره از آخونده ميپرسه :اگه با دوست پسرم كاري كنم اشكال داره ؟
آخونده ميگه حرامه
دختره ميگه با شما چطور؟
آخونده ميگه اي شيطون ميخواي بري بهشت؟
#251 | صادق |
سلام
لينک شما به وبلاگ لحظه اضافه شد البته اجازه اش را از اميد گرفتم به قول سانی وبلاگ شما انرژی مثبت می دهد
#252 | ملينا |
ترکه ميره توالت غش ميکنه..بهوش که مياد ميگه : من کيم؟ اينجا کجاست؟ کی منو ريده ؟


(با عرض معذرت از ويولت جووونم )
#253 | ملينا |
بسيجيه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ميگه باباتو بپيچون بريم نماز جمعه!!
رشتيه اكس ميزنه ميره خونه ميبينه كسي با زنش نيست ميگه اي ول عجب توهمي
#255 | ملينا |
رشتيه خرج زايمان زنش زياد ميشه ميره تو کوچه داد ميزنه ميگه :اهای نامردا بيايين دونگتونو بدين
#256 | ملينا |
ويولت جوونم فک کنم يواش يواش بايد يه وبلاگ بزنی فقط واسه کامنتات !!
#257 | اميد |
با اجازه ویولت عزیزم:
بچه ها می خواستم يه خواهش ازتون بکنم. حالا که امروز هممون اينجا گفتيم و شنيديم و خنديديم ، يه سری هم به وبلاگ مخمل عزيزمون بزنيم و برای سلامتيش دعا کنيم.چون هنوز نتونسته با واقعيت کنار بياد و سلامتیش به خطر افتاده
از همتون ممنونم
#258 | ساکورا |
سلام ويولت جان جوکه خيلی بامزه بود.
#259 | سانی |
به اميد : اميد جان من که جواب دادم يعنی برنده نشدم اگه برنده هم نشده باشم شعر که نوشتم لااقل به شعرم جايزه بده بعدشم خوب اينجا همه سرشون به جوک بنده فرصت نداره به کار فرهنگی برسن
#260 | ساکورا |
وای چقدر جوک .برم بخونم
#261 | بهار |
يه ترکه ميره مکه ميچسبه به خونه ی خدا. مردم جمع ميشن ببينن داره چی کار ميکنه انقد رفته تو حس ! ميرن جلو ميبينن داره با عجز و لابه ميگه :
خدايا چرا مردی ؟ خدايا چرا مردی ؟؟؟!
#262 | نيلو
به خرگوشه ميگن :تو چرا اين قدر هويج ميخوری؟
ميگه:هوينجوری!
#263 | نونوش
يكروز يه ژاپني مياد ايران. از هواپيما كه پياده ميشه دستشو ميذاره روي ....هاش
بعد ميگن چرا اينطوري ميكني؟
ميگه آخه شنيدم تو ايران تخمه ژاپني خيلي طرفدار داره.
#264 | بچه شر
به به اينجا چه خبره...
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااايول ويولت

يه رشتی با يه تهرانی می رن سربازی سرهنگ از تهرانيه می پرسه اين چيه روی دوشت ؟تهرانيه می گه :تفنگ قربان سرهنگ می گه: نه اين ناموسته بايد مثل ناموست ازش نگهداری کنی
از رشتيه می پرسه اين چيه روی دوشت رشتيه می گه : ناموسمه قربان . يهو سرهنگه با عصبانيت می گه :نه آقا اين تفنگه اينو مثل ناموست به فاک ندي
#265 | نيلو
ترکه با يه زنی تو اسانسور گير ميکنن.زنه شروع ميکنه به در آوردن لباساش و به ترکه ميگه:ميخوام يه کاری بکنی که واقعا احساس کنم زنم.
ترکه هم لباساشو در مياره ميندازه جلوی زنه و ميگه:اينا رو بشور و بعد هم اتوشون کن!
#266 | نيلو
به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!
#267 | نيلو
افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه‌: جناب شما به خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راه‌ها جايزه برديد. حالا مي‌خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند چرت و پرت ميگه! تو صندلي عقب، يك جوونكي خواب بوده، ‌ازين سر و صدا بلند ميشه،‌ ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ‌ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟!

#268 | نيلو
ترکه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم!
#269 | نيلو
رشتيه شب عروسيش بوده، رفيقش ميبينه داره دم حجله قدم ميزه. بهش ميگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اينجا واستادي؟! رشتيه ميگه: والله ما يه بفرما به باجناق زديم، رفته تو هنوز درنيومده!
#270 | نيلو
يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعي تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا كر...! بعد نگاه ميكنه مي‌بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش مي‌نند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!
#271 | نيلو
قزوينيه هفت جلد مثنوي مي‌نويسه به اسم خسرو و فرهاد!
#272 | نيلو
رشتيه زن گرفته بوده، ازش ميپرسن زنت چطوره؟ ميگه: والله بد نيست، هركي كر...راضيه!
#273 | نيلو
سبزواريه داماد ميشه، با عروس ميره تو حجله. مادر داماد هم پشت در منتظر ميشه تا طبق رسمشون اون دستمال مشهور رو تحويل بگيره. يك نيم ساعتي مي‌گذره و خبري نميشه، حوصله زنه سر ميره، در ميزنه ميگه: ننه چي شد؟ زود باش دستمالو بده ديگه، خوابمون مياد! داماد ميگه: ننه نَميرَه (توش نميره) مادره ميره از توي آشپزخونه يه ليوان روغن زيتون مياره، ميگه: ننه جان بيا سرش رو بكن تو اين ليوان چربش‌كن، بعد بكن تو. پسره ليوان رو ميگيره و ميره تو، باز نيم ساعت مي‌گذزه و خبري نميشه. ننهه صداش در مياد، ميگه: ننه چي كار كردي؟! داماد ميگه: ننه نميره كه نميره! ننه ميگه: گفتم اول بكن تو ليوان چربش كن! داماده ميگه: ننه تو ليوان نميره!
#274 | نيلو
تركه مي خواسته چشماي بچش عسلي شه؛ تخ..ش روهفت دقيقه ميندازه توآبجوش!
يه روز يه قزويني وصيت ميکنه قبرش رو شيب دار بسازند بهش ميگن چرا شيب دار ميگه دوست دارم بچه ها روش سرسره بازي کنن
يه تركه دستش نمي رسيده كمرش و بخارونه آجر زير پاهاش ميزاره.
#277 | ارام |
تنفش خيل يخوبی بود مرسی از اين همه جوک
به ترکه ميگن برو سي دي خام بگير ميگه صوتي باشه يا تصويري!!!!!!!!
تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
#280 | ارام |
ببخشيد تنفس خيلی بود (تصحيح ميشود)
#281 | نيلو
اين چند تا جک ناقابل هم هديه من به همه خواننده های باحال اين وبلاگ.اميدوارم هميشه لبتون خندون باشه.
فيلم شام آخر اردبيل اکران ميشه همه با قابلمه ميرن سينما
از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
يه بار يه تركه ميره پمپ بنزين يارو بهش ميگه سوپر بزنم يا معمولي تركه ميگه :معمولي چون خانواده تو ماشينند
#285 | ياسمين |
يکی زنگ ميزنه خونه بسيجيه...ميره رو پيغام گير ...منشی ميگه لطفا پس از شنيدن سوره بقره پيغام خود رو بگذاريد
#286 | ياسمين |
عجب جوکهايی مردم...دستت درد نکنه ويولت جون ...راستی من آپم
#287 | طلا
اين قزوينی ها و رشتی های بيچاره چی می کشن امروز...واقعا اين جوريه؟ ......عجيبه که کسی به ولکا گير نداد و مشديا
#288 | بی تا |
سلام ويولت جان.هميشه وبلاگتو ميخونم..خيلی بهم انرژی ميده..خسته نباشی واقعآ پيوست:برنامه جديد هفته ـ شنبه:قرآن ۱شنبه:احکام.۲شنبه:بازديد از گلزار شهدا.۳شنبه:تور جمکران.۴شنبه: بيعت با رهبری.۵شنبه:ايست بازرسی.جمعه:نماز جمعه..
#289 | مهستا |
#290 | بی تا |
ترکه ميره دکتر ميگه هروقت ميخوابم خواب ميبينم با خرها فوتبال بازی ميکنم..دکتر:اين قرصها رو شبی يکی بخور...ترکه:ميشه امشب نخورم؟آخه امشب فيناله..
#291 | .
#292 | بی تا |
زن رشتيه شب دير مياد خونه شوهرش میپرسه کجا بودی؟زن میگه چند تا مرد به من تجاوز کردن..مرد ميگه:تجاوز ۱۰ دقيقه ..بقيه اش رو کجا بودی
#293 | ويولت |
يه يارو ميره مشهد حرم گريه کنون ميره تو ميگه: الهی قربون اون سر بريده ات برم پس کی ظهور ميکنی؟
#294 | بی تا |
ازدواج آدم و حوا تو هيچ محضری ثبت نشده هيچ کسی هم نبوده که براشون صيغه بخونه ... بيچاره شديم هممون حرومزاده ايم
#295 | ويولت |
يه يارو ميزنه يه پليسه رو ميکشه زنگ ميزنه ۱۱۰
-الو پليس ۱۱۰؟
-بله بفرمايی.
-هيچی کاری نداشتم فقط خواستم بگم شديد ۱۰۹ نفر
#296 | همتا |
تركه ميميره، تو اون دنيا بهش ميگن: تو 2344.59 ركعت نماز بدهكاري و بايد بري جهنم! تركه ميگه: خوب اون 2344 ركعتش قبول، ولي ديگه اون 0.59 ركعتش ديگه چيه؟! بهش ميگن: اون مال نمازهاييه كه درست رو به قبله نخوندي، ضربدر cos زاويه انحرافش كرديم
#297 | ويولت |
آدم ميره دم خونشون در ميزنه حوا ميگه کيه؟آدم ميگه احمق منم می خواستی کی باشه
#298 | همتا |
سلام ويولت جونم خوبي ؟
#299 | همتا |
گرگه ميره در خونه شنگول و منگول و حبه انگور زنگ خونشون را ميزنه ميگه درا وا کنين منم بزی مادرتون ... يهو مامان بزی سرشا از پنجره مياره بيرون ميگه : بچه ها نيستن بيا بالا !!!
#300 | همتا |
يه روز گرگه ميره دم خونه ي شنگولو منگول در ميزنه يه کي ميگه کيه گرگه ميگه منم منم مادر تون….يه دفعه پينوکيومياد بيرون ميگه بابا به خدا يه ساله از اينجا رفتن
من ۳۰۰
#302 | بی تا |
به آخونده ميگن از خودتون گشادتر هم سراغ داريد؟؟ميگه اونايی که به ما ميگن التماس دعا..
#303 | بی تا |
قزوينيها به شورت لامبادا ميگن نخ در بهشت
#304 | همتا |
يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!!
#305 | بی تا |
روی توالت عموميهای قزوين نوشته: اينجا ديگه آخر خطه.بخوای نخوای بايد بکشی پايين
#306 | بی تا |
زن ترک:منطقه نظامی // زن رشتی:آزادراه // زن ايدزی:خطر سقوط
#307 | همتا |
به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بساز د ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
#308 | همتا |
به تركه ميگن با زنبور خر و گاو جمله بساز ميگه : زنبور خره گاوه منه
#309 | همتا |
به بسيجيه ميگن آقا ساعت چنده ؟ ميگه هر چي آقا بگه
#310 | همتا |
يه دكتره رفته بوده يكي از دهات لرنشين و بهشون اصول بهداشت و نظافت ياد ميداده.اتفاقأ همون موقع يه گربه اي داشته ...ونشو مي ليسيده و خودشو تميز ميكرده.جناب دكتروسط سخنراني ميگه : مثلأ نگاه كنيد ، حتي اين گربه كه حيوونه و عقلش نميرسه هم داره خودشو تميز ميكنه.يهو يكي از دهاتيها از وسط جمع بلند ميشه ميگه : آقاي دكتر ، نه فكركني عقلمان نمي رسد ها،زبانمان نمي رسد
#311 | همتا |
يه بسيجي ميره مكه باخودش ارپي جي ميبره.ميگه : ميخوام بزنم يك باره شيطون و داغون كنم.بااين سنگريزه هاازرو نميره
#312 | همتا |
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
#313 | همتا |
رشتیه بچه شو مي زد، زنش مي گه: بچه يه مردمو چرا مي زني؟
#314 | همتا |
غضنفر از دست شکمش شاکي مي شه و مي گه: خسته شدم از بس که کار کردم و دادم تو خوردي. شکمش مي گه: اگه ناراحتي، من کار کنم و بدم تو بخوري
#315 | همتا |
خوب ديگه مي ديگه ميرم
راستي ساني نيومد تا بقيه جوكاشو بگه منتظريم بخاطر جوكايي كه خوندم
باي
#316 | غزل |
ويولت جان،
از کار و زندگي افتادم ننه ...
مثل هميشه سرشار از زندگي... عزيز دل مني ،‌خوشگل خانوم.
#317 | ويولت |
دست همگی درد نکنه و خسته نباشيد